167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ليلي و مجنون نظامي

  • وآن لحظه که مرگ را بسيجم
    هم نام تو در حنوط پيچم
  • آنجا که دهي ز لطف يک تاب
    زر گردد خاک و در شود آب
  • تا غرق نشد سفينه در آب
    رحمت کن و دستگير و درياب
  • هر عهد که هست در حياتست
    عهد از پس مرگ بي ثباتست
  • گرديده رهيت من در اين راه
    گه بر سر تخت و گه بن چاه
  • گر بنده نظامي از سر درد
    در نظم دعا دليريي کرد
  • گر صد لغت از زبان گشايد
    در هر لغتي ترا ستايد
  • هم در تو به صد هزار تشوير
    دارد رقم هزار تقصير
  • وين پنج نماز کاصل توبه است
    در نوبتي تو پنج نوبه است
  • چون ابروي خوب تو در آفاق
    هم جفت شد اين چهار وهم طاق
  • جبريل رسيد طوق در دست
    کز بهر تو آسمان کمر بست
  • ما را چه محل که چون تو شاهي
    در سايه خود کند پناهي
  • شد بي تو به خلق بر مروت
    بر بسته تر از در نبوت
  • زان لوح که خواندي از بدايت
    در خاطر ما فکن يک آيت
  • زان صرف که يافتيش بي صرف
    در دفتر ما نويس يک حرف
  • پرسيدن هر که در جهان هست
    کز فاقه روزگار چون رست
  • من کين شکرم در آستين است
    ريزم که حريف نازنين است
  • ديباچه ما که در نورد است
    نز بهر هوي و خواب و خورد است
  • از خواب و خورش به اربتابي
    کين در همه گاو و خر بيابي
  • هر خط که برين ورق کشيد است
    شک نيست در آنکه آفريد است
  • کان آينه در جهان که ديد است
    کاول نه به صيقلي رسيد است
  • در هر چه نظر کني به تحقيق
    آراسته کن نظر به توفيق
  • هر نقش بديع کايدت پيش
    جز مبدع او در او مينديش
  • تا چون به خزينه در شتابي
    شربت طلبي نه زهر يابي
  • تا هر که ز حلقه بر کند سر
    سرگشته شود چو حلقه بر در