167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

خسرو و شيرين نظامي

  • تو از عشق من و من بي نيازي
    به من بازي کني در عشقبازي
  • مزن شمشير بر شيرين مظلوم
    ترا آن بس که بردي نيزه در روم
  • مرا از روي تو يک قبله در پيش
    ترا قبله هزار از روي من بيش
  • ز دور اندازي مشکوي شاهم
    که در زندان اين دير است چاهم
  • شوم در خانه غمناکي خويش
    نگه دارم چو گوهر پاکي خويش
  • چو من با زخم خو کردم درين خار
    نه مرهم باد در عالم نه گلزار
  • نخست آتش دهد چرخ آنگهي آب
    به حال تشنگان در بين و درياب
  • تو در عشق من از مالي و جاهي
    چه ديدي جز خداوندي و شاهي
  • چو بر من گنج قارون ميفشاندي
    چو قارونم چرا در خاک ماندي
  • دل اينجا در کجا خواهم گشادن
    تن اينجا سر کجا خواهم نهادن
  • وگرنه در دمه سوزم که ديدي
    چنين روزي بدين روزم که ديدي
  • و گر چشمم کني سر پيش دارم
    پس اين چشم دگر در پيش آرم
  • نه رندي بوده ام در عشق رويت
    که طنبوري به دست آيم به کويت
  • جهانداور منم در کار سازي
    جهاندار از کجا و عشق بازي
  • مرا در دل ز خسرو صد غبار است
    ز شاهي بگذر آن ديگر شمار است
  • هنوزت در سر از شاهي غرور است
    دريغا کاين غرور از عشق دور است
  • زنم چندان تظلم در زمانه
    که هم تيري نشانم بر نشانه
  • چرا بايد که چون من سرو آزاد
    بود در بند محنت مانده ناشاد
  • به هر در کز لب و دندان ببخشم
    دلي بستانم و صد جان ببخشم
  • بهار انگشت کش شد در نکوئي
    هر انگشتم و صد چون است گوئي
  • ز بس کاورده ام در چشم هانور
    ز ترکان تنگ چشمي کرده ام دور
  • ز تنگي کس به چشمم در نيايد
    کسي با تنگ چشمان بر نيايد
  • چه شورشها که من دارم درين سر
    چه مسکينان که من کشتم بر اين در
  • برو تا بر تو نگشايم به خون دست
    که در گردن چنين خونم بسي هست
  • تو در آيينه ديدي صورت خويش
    به چشم من دري صدبار ازان بيش