نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو و شيرين نظامي
چو دل
در
مهر شيرين بست فرهاد
برآورد از وجودش عشق فرياد
فرو رفته دلش را پاي
در
گل
ز دست دل نهاده دست بر دل
گرفته کوه و دشت از بيقراري
وزو
در
کوه و دشت افتاده زاري
غمش را
در
جهان غمخواره اي نه
ز يارش هيچگونه چاره اي نه
ز ناله بر هوا چون کله بستي
فلک ها را طبق
در
هم شکستي
چنان از عشق شيرين تلخ بگريست
که شد آواز گريش بيست
در
بيست
چنان
در
مي رميد از دوست و دشمن
که جادواز سپندو ديو از آهن
گر از درگاه او گردي رسيدي
بجاي سرمه
در
چشمش کشيدي
و گر
در
راه او ديدي گيائي
به بوسيدي و بر خواندي ثنائي
کسي کش آتشي
در
دل فروزد
جهان يکسر چنان داند که سوزد
اگر بوديش صد ديوار
در
پيش
نديدي تا نکردي روي او ريش
و گر تيري به چشمش
در
نشستي
ز مدهوشي مژه بر هم نبستي
اديم رخ به خون ديده مي شست
سهيل خويش را
در
ديده مي جست
نخفت ار چند خوابش ببايست
که
در
بر دوستان بستن نشايست
دل از رخت خودي بيگانه بودش
که رخت ديگري
در
خانه بودش
ز تن مي خواست تا دوري گزيند
مگر با دوست
در
يک تن نشيند
چنان با اختيار يار
در
ساخت
که از خود يار خود را باز نشناخت
کسي
در
عشق فال بد نگيرد
و گر گيرد براي خود نگيرد
که فرهاد از غم شيرين چنان شد
که
در
عالم حديثش داستان شد
ملک چون کرد گوش اين داستان را
هوس
در
دل فزود آن دلستان را
به ديگر نوع غيرت برد بريار
که صاحب غيرتش افزود
در
کار
که تا آن روز کايد روز او تنگ
گذارد عمر
در
پيکار آن سنگ
چو گوهر
در
دل پاکش يکي بود
ز گوهرها زر و خاکش يکي بود
بگفت آنجا به صنعت
در
چه کوشند
بگفت انده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشي
در
ادب نيست
بگفت از عشقبازان اين عجب نيست
صفحه قبل
1
...
5088
5089
5090
5091
5092
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن