نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو و شيرين نظامي
سرم مي خارد و پروا ندارم
که
در
عشقش سر خود را بخارم
بلي هست آزموده
در
نشانها
که هر کش دل جهد بيند زيانها
سر اينجا به بود سرکش نه آنجا
که نعل اينجاست
در
آتش نه آنجا
فرستم زلف را تا يک فن آرد
شکيبش را رسن
در
گردن آرد
خيالم را بفرمايم که
در
خواب
بدين خاکش دواند تيز چون آب
منم کز ياد او پيوسته شادم
که او
در
عمرها نارد به يادم
شکيبائي کنم چندان که يک روز
درآيداز
در
مهر آن دل افروز
نشايد باد را
در
خاک بستن
نه باهم آب و آتش را نشستن
يکي درجست و دريا
در
کمين يافت
يکي سرکه طلب کرد انگبين يافت
سخن را رشته بس باريک رشتم
و گرچه
در
شب تاريک رشتم
به ناداني
در
افتادم بدين دام
به دانائي برون آيم سرانجام
دل من
در
حق من راي بدزد
به دست خود تبر بر پاي خود زد
که گر شه گويد او را دوست دارم
بگو کاين عشوه نايد
در
شمارم
و گر گويد کشم تنگش
در
آغوش
بگو کاين آرزو بادت فراموش
عتابش گرچه مي زد شيشه بر سنگ
عقيقش نرخ مي بريد
در
جنگ
ازين بيداد دل
در
داد بادت
ز آه تلخ شيرين ياد بادت
ترا من همسرم
در
هم نشيني
به چشم زير دستانم چه بيني
چنين
در
پايه زيرم مکن جاي
وگرنه بر درت بالا نهم پاي
به پلپل دانه هاي اشک جوشان
دوانم بر
در
خويشت خروشان
به باغ افکندت پالود خونم
چو بر بگرفت باغ از
در
برونم
به معزولي به چشمم
در
نشستي
چو عامل گشتي از من چشم بستي
چو بي يار آمدي من بودمت يار
چو
در
کاري نباشد با منت کار
ترا
در
بزم شاهان خوش برد خواب
ز بنگاه غريبان روي بر تاب
رها کن تا
در
اين محنت که هستم
خداي خويشتن را مي پرستم
مشو راهي که خر
در
گل بماند
ز کارت بي دلان را دل بماند
صفحه قبل
1
...
5086
5087
5088
5089
5090
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن