نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو و شيرين نظامي
کشيد از خاک تختي بر ثريا
درو گوهر به کشتي
در
به دريا
چو فرخ شد بدو هم تخت و هم تاج
در
آمد غمزه شيرين به تاراج
گهي قصد نبيد خام کردي
گهي از گريه مي
در
جام کردي
شبي
در
باغ بودم خفته با يار
به بالين بر نشسته بخت بيدار
کجا آن نوبه نو مجلس نهادن
بهشت عاشقان را
در
گشادن
ز بي خصمي گر افزون گشت گنجم
ز بي ياري
در
افزود است رنجم
من آن مرغم که افتادم به ناکام
ز پشمين خانه
در
ابريشمين دام
تو گندم کار تا هستي برآرد
گيا خود
در
ميان دستي برآرد
به هر کاري
در
از دولت بود نور
که باد از کار ما بي دولتي دور
که چون شيرين ز خسرو باز پس ماند
دلش دربند و جانش
در
هوس ماند
گشاده رشته گوهر ز ديده
مژه چون رشته
در
گوهر کشيده
نمک
در
ديده بي خواب مي کرد
ز نرگس لاله را سيراب مي کرد
درختي بر شده چون گنبد نور
گدازان گشت چون
در
آب کافور
بهاري را که
در
بروي گشادي
ربودي گل به دل خارش نهادي
که صابر شو درين غم روزکي چند
نماند هيچ کس جاويد
در
يند
بسي
در
کار خسرو رنج ديدي
بسي خواري و دشواري کشيدي
چو وقت آيد که آب آيد فرا زير
نماند دولتت
در
کارها دير
بسا ديبا که يابي سرخ و زردش
کبود و ازرق آيد
در
نوردش
بسا
در
جا که بيني کرد فرساي
بود ياقوت يا پيروزه را جاي
وزين
در
نيز شاپور خردمند
بکار آورد با او نکته اي چند
دلش را
در
صبوري بند کردند
به ياد خسروش خسرند کردند
در
آمد کار اندامش به سستي
به بيماري کشيد از تن درستي
نيامد شيشه اي از سنگ
در
دست
که باز آن شيشه را هم سنگ نشکست
بدين قالب که بادش
در
کلاهست
مشو غره که مشتي خاک را هست
چه مي پيچي درين دام گلو پيچ
که جوزي پوده بيني
در
ميان هيچ
صفحه قبل
1
...
5082
5083
5084
5085
5086
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن