نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
خسرو و شيرين نظامي
چه خوش نازيست ناز خوبرويان
ز ديده رانده را
در
ديده جويان
به گستاخي
در
آمد کي دلارام
گواژه چند خواهي زد بيارام
و گر خواهي که
در
دل راز پوشي
شکيبت باد تا با دل بکوشي
تو خود داني که
در
شمشير بازي
هلاک سر بود گردن فرازي
چو بازرگان صد خروار قندي
به ار با من به قندي
در
نبندي
کمند زلف خود
در
گردنم بند
به صيد لاغر امشب باش خرسند
ز جان شيرين تري اي چشمه نوش
سزد گر گيرمت چون جان
در
آغوش
همه تن
در
تو شيريني نهفتند
به کم کاري ترا شيرين نگفتند
که شه را بد بود زنهار خوردن
بد آمد
در
جهان بد کار کردن
وليکن نرد با خود باخت نتوان
هميشه با خوشي
در
ساخت نتوان
به اول شربت از حلوا مينديش
که حلوا پس بود جلاب
در
پيش
بسا بيمار کز بسيار خواري
بماند سال و مه
در
رنج و زاري
ملک چون ديد کو
در
کار خام است
زبانش توسن است و طبع رام است
دويدم تا به تو دستي
در
آرم
به دست آرم تو را دستي برآرم
چو مي بينم کنون زلفت مرا بست
تو
در
دست آمدي من رفتم از دست
نگويم
در
وفا سوگند بشکن
خمارم را به بوسي چند بشکن
تو سرمست و سر زلف تو
در
دست
اگر خوشدل نشينم جان آن هست
اگر ديده شود بر تو بدل گير
بود
در
ديده خس ليکن به تصغير
و گر جان گردد از رويت عنان تاب
بود جان را عروسي ليک
در
خواب
عتابي گر بود ما را ازين پس
ميانجي
در
ميانه موي تو بس
ملک برخاست جام باده
در
دست
هنوز از باده دوشينه سرمست
چه بايد خويشتن را گرم کردن
مرا
در
روي خود بي شرم کردن
چو روز بينوائي بر سر آيد
مرادت خود به زور از
در
درآيد
طرب کن چون
در
دولت گشادي
مخور غم چون به روز نيک زادي
اگر با تو بياري سر
در
آرم
من آن يارم که از کارت بر آرم
صفحه قبل
1
...
5080
5081
5082
5083
5084
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن