167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

خسرو و شيرين نظامي

  • جوانان را و پيران را دگر بار
    به سرسبزي در آرد سرخ گلزار
  • گل از شادي علم در باغ مي زد
    سپاه فاخته بر زاغ مي زد
  • صبا برقع گشاده مادگان را
    صلا در داده کار افتادگان را
  • رياحين بر رياحين باده در دست
    به شهرود آمدند آن روز سرمست
  • در آن صحن بهشتي جاي کردند
    ملک را بارگه بر پاي کردند
  • چو بد مستان به لشگرگه در افتاد
    و زو لشگر به يکديگر بر افتاد
  • چو فرصت در کشيدي خصم را ميل
    ربودندي يکي بوسه به تعجيل
  • در آن ساعت که از مي مست گشتي
    به بوسه با ملک همدست گشتي
  • چنان تنگش کشيدي شه در آغوش
    که کردي قاقمش را پرنيان پوش
  • ز بس کز گاز نيلش در کشيدي
    ز برگ گل بنفشه بر دميدي
  • شبي باد مسيحا در دماغش
    نه آن بادي که بنشاند چراغش
  • ز تاريکي در آن شب يک نشان بود
    که آب زندگي دروي نهان بود
  • شبي بود از در مقصود جوئي
    مراد آن شب ز مادر زاد گوئي
  • ازين سو زهره در گوهر گسستن
    وز آن سو مه به مرواريد بستن
  • سماع زهره شب را در گرفته
    مه يک هفته نصفي بر گرفته
  • جرس جنباني مرغان شب خيز
    جرسها بسته در مرغ شب آويز
  • دد و دام از نشاط دانه خويش
    همه مطرب شده در خانه خويش
  • فروغ روي شيرين در دماغش
    فراغت داده از شمع و چراغش
  • چرا چندين وصال از دور بينيم
    اگر نوريم تا در نور بينيم
  • هوائي معتدل چون خوش نخنديم
    تنوري گرم نان چون در نبنديم
  • فرنگيس اولين مرکب روان کرد
    که دولت در زمين گنجي نهان کرد
  • عجب نوش شکر پاسخ چنين گفت
    که عنبر بو گلي در باغ بشگفت
  • در آمد دولت شاهي به تاراج
    نهاد آن لعل را بر گوشه تاج
  • فلک در عقد شاهي بند کردش
    به ياقوتي دگر پيوند کردش
  • بر آمد آفتابي ز آسمان بيش
    کشيد آن ماه را در چنبر خويش