نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو و شيرين نظامي
چو دهقان دانه
در
گل پاک ريزد
ز گل گر دانه خيزد پاک خيزد
چو گوهر پاک دارد مردم پاک
کي آلوده شود
در
دامن خاک
مهين بانو که پاکي
در
گهر داشت
ز حال خسرو و شيرين خبر داشت
در
انديشيد ازان دو يار دلکش
که چون سازد بهم خاشاک و آتش
جهان نيرنگ ها داند نمودن
به
در
دزديدن و ياقوت سودن
چنانم
در
دل آيد کاين جهانگير
به پيوند تو دارد راي و تدبير
چنان زي با رخ خورشيد نورش
که پيش از نان نيفتي
در
تنورش
دلش چون زان همه گلها بخندد
چه گوئي
در
گلي چون مهر بندد
چو تو
در
گوهر خود پاک باشي
به جاي زهر او ترياک باشي
و گر
در
عشق بر تو دست يابد
ترا هم غافل و هم مست يابد
چو ويس از نيکنامي دور گردي
به زشتي
در
جهان مشهور گردي
بسا باده که
در
ساغر کشيدند
به جرعه ريختندش چون چشيدند
چو شيرين گوش کرد آن پند چون نوش
نهاد آن پند را چون حلقه
در
گوش
دلش با آن سخن همداستان بود
که او را نيز
در
خاطر همان بود
چو شير ماده آن هفتاد دختر
سوي شيرين شدند آشوب
در
سر
برون شد حاجب شه بارشان داد
شه آنکاره دل
در
کارشان داد
چو
در
بازي گه ميدان رسيدند
پريرويان ز شادي مي پريدند
بهر گوئي که بردي باد را بيد
شکستي
در
گريبان گوي خورشيد
چو کام از گوي و چوگان برگرفتند
طوافي گرد ميدان
در
گرفتند
نه چندان صيد گوناگون فکندند
که حدش
در
حساب آيد که چندند
که هر يک بود
در
ميدان همائي
به دعوي گاه نخجير اژدهائي
ملک مي ديد
در
شيرين نهاني
کز آن صيدش چه آرد ارمغاني
همه
در
آشيانها رخ نهفتند
ز رنج ماندگي تا روز خفتند
نيامد فرصتي با او پديدش
که
در
بند توقف بد کليدش
اگر شاديم اگر غمگين
در
اين دير
نه ايم ايمن ز دوران کهن سير
صفحه قبل
1
...
5077
5078
5079
5080
5081
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن