نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو و شيرين نظامي
وز آن سو خسرو اندر کار مانده
دلش
در
انتظار يار مانده
در
آمد قاصدي از ره به تعجيل
ز هندوستان حکايت کرد با پيل
دو مرواريدش از مينا بريدند
به جاي رشته
در
سوزن کشيدند
جهان چشم جهان بينش ترا داد
بجاي نيزه
در
دستش عصا داد
گرت سر
در
گلست آنجا مشويش
و گر لب بر سخن با کس مگويش
بنه چون جان به باد پاک بربند
در
زندان سراي خاک بربند
در
اين دکان نيابي رشته تائي
که نبود سوز نيش اندر قفائي
چو بي مردن کفن
در
کس نپوشند
به ار مردم چو کرم اطلس نپوشند
چو بايد شد بدان گلگونه محتاج
که گردد بر
در
گرمابه تاراج
تو آن گندم نماي جو فروشي
که
در
گندم جو پرسيده پوشي
چو خر تازنده باشي بار مي کش
که باشد گوشت خر
در
زندگي خوش
شه از نيرنگ اين گردنده دولاب
عجب
در
ماند و عاجز شد درين باب
چو ديدندش زمين را بوسه دادند
زمين گشتند و
در
پايش فتادند
سرش
در
بر گرفت از مهرباني
جهان از سر گرفتش زندگاني
نه چندان دلخوشي و مهر دادش
که
در
صد بيت بتوان کرد يادش
چنين تا خصم لشگر
در
سر آورد
رعيت دست استيلا بر آورد
وز آنجا سوي موقان کرد منزل
مغانه عشق آن بتخانه
در
دل
چنين گويد جهان ديده سخنگوي
که چون مي شد
در
آن صحرا جهان جوي
گذشته ساعتي سر بر گرفتند
زمين از اشک
در
گوهر گرفتند
در
ايشان خيره شد هر کس که مي تاخت
که خسرو را ز شيرين باز نشناخت
به خسرو گفت شيرين کاي خداوند
نه من چون من هزارت بنده
در
بند
اگر چه
در
بسيط هفت کشور
جهان خاص جهاندار است يکسر
اگر بر فرش موري بگذرد پيل
فتد افتاده اي را جامه
در
نيل
نه چندانش خزينه پيشکش کرد
که بتوان
در
حسابش دستخوش کرد
ملک را هر زمان
در
کار شيرين
چو جان شيرين شدي بازار شيرين
صفحه قبل
1
...
5076
5077
5078
5079
5080
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن