نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
خسرو و شيرين نظامي
بر آورد از جگر سوزنده آهي
که آتش
در
چو من مردم گياهي
در
آبي نرگسي ديدم شکفته
چو آبي خفته وز او آب خفته
برون آمد گلي از چشمه آب
نمي گويم به بيداري که
در
خواب
در
اين باغ از گل سرخ و گل زرد
پشيماني نخورد آنکس که برخورد
من وزين پس جگر
در
خون کشيدن
ز دل پيکان غم بيرون کشيدن
مگر کاسوده تر گردم
در
اين درد
تنور آتشم لختي سود سرد
زماني بر زمين افتاد مدهوش
گرفت آن چشمه را چون گل
در
آغوش
اگر خار و خسک
در
ره نماند
گل و شمشاد را قيمت که داند
بياورد آتشي چون صبح دلکش
وز آن آتش به دلها
در
زد آتش
چو خسرو
در
شبستان آيد از راه
شما را خود کند زين قصه آگاه
چو شيرين
در
مداين مهد بگشاد
ز شيرين لب طبقها شهد بگشاد
چنين تا مدتي
در
خانه مي بود
ز بي صبري دلش ديوانه مي بود
جهان آراي خسرو بود کز راه
نظر مي کرد چون خورشيد
در
ماه
صبوري کرد روزي چند
در
کار
نمود آنگه که خواهم گشت بيمار
تو را سالار ما فرمود جائي
مهيا ساختن
در
خوش هوائي
کنيزاني کزو
در
رشک ماندند
به خلوت مرد بنا را بخواندند
بدان تا مردم آنجا کم شتابند
ز جادو جادوئيها
در
نيابند
چو بنا شاد گشت از گنج بردن
جهان پيماي شد
در
رنج بردن
بدست آورد جائي گرم و دلگير
کز او طفلي شدي
در
هفته پير
بدانجا رفت و آنجا کارگه ساخت
به دوزخ
در
چنان قصري به پرداخت
در
آن زندانسراي تنگ مي بود
چو گوهر شهربند سنگ مي بود
غم خسرو رقيب خويش کرده
در
دل بر دو عالم پيش کرده
ز ديبا و غلام و گوهر و گنج
دبيران را قلم
در
خط شد از رنج
نفس بگشاد چون باد سحرگاه
فرو خواند آفرينها
در
خور شاه
به جوش آمد سخن
در
کام هر کس
به مولائي بر آمد نام هر کس
صفحه قبل
1
...
5074
5075
5076
5077
5078
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن