167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

خسرو و شيرين نظامي

  • اگر تکوين به آلت شد حوالت
    چه آلت بود در تکوين آلت
  • خدا از عابدان آن را گزيند
    که در راه خدا خود را نبيند
  • بدين اميدهاي شاخ در شاخ
    کرم هاي تو ما را کرد گستاخ
  • اگر خواهي به ما خط در کشيدن
    ز فرمانت که يارد سر کشيدن
  • در آن ساعت که مامانيم و هوئي
    ز بخشايش فرو مگذار موئي
  • چو روي افروختي چشمم برافروز
    چو نعمت داديم شکرم در آموز
  • به سختي صبر ده تا پاي دارم
    در آساني مکن فرموش کارم
  • عقيدم را در آن ره کش عماري
    که هست آن راه راه رستگاري
  • نيت بر کعبه آورد است جانم
    اگر در باديه ميرم ندانم
  • تنم را در قناعت زنده دل دار
    مزاجم را بطاعت معتدل دار
  • چو حکمي راند خواهي يا قضائي
    به تسليم آفرين در من رضائي
  • ز شرع خود نبوت را نوي داد
    خرد را در پناهش پيروي داد
  • خدايش تيغ نصرت داده در چنگ
    کز آهن نقش داند بست بر سنگ
  • زده در موکب سلطان سوارش
    به نوبت پنج نوبت چار يارش
  • برنج و راحتش در کوه و غاري
    حرم ماري و محرم سوسماري
  • سر دندان کنش را زير چنبر
    فلک دندان کنان آورده بر در
  • کنم درخواستي زان روضه پاک
    که يک خواهش کني در کار اين خاک
  • چو طالع موکب دولت روان کرد
    سعادت روي در روي جهان کرد
  • در آوردند مرغان دهل ساز
    سحرگه پنج نوبت را به آواز
  • من از ناخفتن شب مست مانده
    چو شمشيري قلم در دست مانده
  • چه طرز آرم که ارز آرد زبان را
    چه برگيرم که در گيرد جهان را
  • که کار آمد برون از قالب تنگ
    کليدت را در گشادند آهن از سنگ
  • و گر چون مقبلان دولت پرستي
    طمع را ميل در کش باز رستي
  • منم روي از جهان در گوشه کرده
    کفي پست جوين ره توشه کرده
  • چو زنبوري که دارد خانه تنگ
    در آن خانه بود حلواي صد رنگ