167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان ناصر خسرو

  • در آرزوي خويش بماليد تو را مال
    چون گوش دل اي سوختني سخت نمالي؟
  • گر زهد همي جوئي، چندين به در مير
    چون مي دوي اي بيهده چون اسپ دوالي؟
  • در مزرعه معصيت و شر چو ابليس
    تخم بزه و، بار بدو، برگ وبالي
  • داني که همي برتو جهان درد سگالد
    او در سگاليد، تو درمان نسگالي؟
  • در سپه سامري از بهر چيست
    بر تن تو جوشن پيغمبري؟
  • من به مثل در سپه دين حق
    حيدرم، ار تو به مثل عنتري
  • فخر چه داري به غزل هاي نغز
    در صفت روي بت سعتري؟
  • واب درو و آتش و خاک و هوا
    از چه فتادند در اين داوري
  • اين خانه پنج در بدين خوبي
    بنگر که، که داشته ستت ارزاني
  • در خانه مرده، دل چرا بستي؟
    کو خاک گران و تو سبک جاني
  • امروز به کار در نکو بنگر
    بشنو که چه گفت مرد يوناني
  • در مسجد جاي سجده را بنگر
    تا بر ننهي به خار پيشاني
  • وانجا نرود تو را چنين کاري
    کامروز در اين جهان همي راني
  • در قصد و نيت همه بدي داري
    ليکن چه کني که سخت خلقاني؟
  • کردگارت را من در تو همي بينم
    به ره چشم دل، اي گنبد زنگاري
  • تو به پرگار خرد پيش روانم در
    بي خطرتر ز يکي نقطه پرگاري
  • شست سال است که من در رسن اويم
    گر بميرم تو نگر تا نکني زاري
  • نيک نگه کن در اين عطا و بينديش
    تا که تو، اين عطا تو راست، کرائي
  • سر چه کشي در گليم، خيز نگه کن
    تا که همي خود کجا روي و کجائي
  • مادر تو خاک و آسمان پدر توست
    در تن خاکي نهفته جان سمائي
  • ور نتوانست زنده داشت چرا کرد؟
    عقل چه دارد در اين حديث گوائي؟
  • راي تو را راه نيست در سخن من
    گر تو به راه قياس و مذهب رائي
  • آنچه علي داد در رکوع فزون بود
    زانکه به عمري بداد حاتم طائي
  • زانکه نجوئي همي نه علم و نه دين بل
    در طلب اسپ و طيلسان و ردائي
  • قبله علمي و در زمين خراسان
    زهد به جاي است و علم تا تو بجائي