167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان ناصر خسرو

  • در بلخ ايمن اند ز هر شري
    مي خوار و دزد و لوطي و زن باره
  • ناگاه باد دنيا مر دين را
    در چه فگند از سر پرواره
  • اي درها به رشته در آوردم
    روز چهارم از سومين هفته
  • تا گل در کله چون عروس نهان شد
    ابر مشاطه شده است و باد دلاله
  • نيک نگه کن به آفرينش خود در
    تا به گه پيريت ز حال سلاله
  • بر رفتنيم اگرچه در اين گنبد
    بيچاره ايم و بسته و پيخسته
  • مگر کايشان همي بيرون کشندت
    از اين هموار و بي در سخت باره
  • فلک روغن گري گشته است بر ما
    به کار خويش در جلد و خياره
  • ببايد رفتن، آخر چند باشي
    چو متواري در اين خانه ي تواره؟
  • در اين خانه چهارستت مخالف
    کشيده هر يکي بر تو کناره
  • بدين نيکو تن اندر جان زشتت
    چو ريماب است در زرين غضاره
  • به کشت بي گهي ماني که در تو
    نبينم دانه جز کاه و سپاره
  • بر نه به خرت بار که وقت آمده است
    دل در سراي و جاي سپنجي منه
  • زر است علم، عمر بدين زره بده
    در گرم سير برف به زر داده به
  • ديوي است صعب در تن تو آرزو
    جوياي آز و ناز و محال و فره
  • ناکشته تخم هرگز ناورد بر
    اي در کمال فضل تو را يار نه
  • چو ننوازي و ندهي گشت پيدا
    که جز بادي نداري در قنينه
  • با تو روان است روزگار حذر کن
    تا نفريبد در اين رهت بروانه
  • مؤمني و مي خوري، بجز تو نديدم
    در جسد مؤمنانه جان مغانه
  • راه نمايدت سوي روضه رضوان
    گر بروي بر رهي در اين دو ميانه
  • مرگ ستانه است در سراي سپنجي
    بگذري آخر تو زين بلند ستانه
  • چون خانه بيگانه ش آشنا شد
    خو کرد در اين بند و زاولانه
  • گوئي که جوانم، به باغ ها در
    بسيار شود خشک و، تر جوانه
  • در خانه دين چونکه مي نيائي؟
    استاده چه ماندي بر آستانه؟
  • در خانه شدم بي تو من ازيرا
    هاروت تو را هست و مر مرا نه