167906 مورد در 0.19 ثانیه یافت شد.

ديوان ناصر خسرو

  • اين خوان در ايوان چو نمودندت بنديش
    تا کيست سزاوار بدين خانه و اين خوان
  • تاچند در اين گوي بخواهد نگرستن
    اين چرخ بدين چشم فروزنده رخشان؟
  • بسيار در اين بستان هر گونه درخت است
    هم کشته رحمان و هم از کشته شيطان
  • دهقانش يکي فاضل و معروف بزرگ است
    در باغ مشو جز که به دستوري دهقان
  • چون نخل بلند است سپيدار وليکن
    بسيار فزون دارد در بار برين آن
  • هرچند که در قرطه بود هردو به يک جا
    از دامن برتر بود، اي پور، گريبان
  • هرچند که در خانه تو خانه کند موش
    خانه نسپاري تو همي خيره به موشان
  • در خانه تو موش به سوراخ درون است
    او را چه بکار آيد کاشانه و ايوان؟
  • با دختر و داماد و نبيره به جهان در
    ميراث به همسايه دهد هيچ مسلمان؟
  • هر کس که به تابستان در سايه بخسبد
    خوابش نبرد گرسنه شب هاي زمستان
  • آن را که گزيدي تو خدايش نگزيده است
    در خلق، نداني تو به از خالق ديان
  • آني که پديد آمد در باغ شريعت
    از عدل تو آذار و ز احسان تو نيسان
  • اي حجت بنشسته به يمگان و سخنهات
    در جان و دل ناصبيان گشته چو پيکان
  • نيست در اين هر چهارطبع ازين هيچ
    اي شده مفتون به قول هاي فلاطون
  • معدن اين چيزها که نيست در اين جاي
    جز که ز بيرون اين فلک نبود نون
  • گوئي کاين فعل در چهار طبايع
    هست رونده به طبع از انجم و گردون
  • پيشه ورانند پاک و هست در ايشان
    کاهل و بشکول و هست مايه ور و دون
  • در راه عمر خفته نياسايد، اي پسر،
    گر بايدت بپرس ز داناي هندوان
  • جاي درنگ نيست مرنجان در اين رباط
    برجستن درنگ به بيهودگي روان
  • تو در خز و بز به زير طارم
    خويشانت برهنه و پريشان
  • ايشان ز تو جمله بي نيازند
    وز بيم تو مانده در بيابان
  • آتش به مراد توست زنده
    در آهن و سنگ خاره پنهان
  • در آهن و سنگ چون نشسته است
    اين گوهر بي قرار عريان؟
  • جز تو ز هوا همي که سازد
    چندين سخن چو در و مرجان؟
  • بنگر: به خرد چه کرده اي کار
    صد سال در اين فراخ ميدان