نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان ناصر خسرو
يکسره عشاق مقال منند
در
گه و بيگه به خراسان رجال
نظم نگيرد به دلم
در
غزل
راه نگيرد به دلم بر غزال
نيست هوا را به دلم
در
مقر
نيست مرا نيز به گردش مجال
نيز
در
اين کنج مرا کس نبود
خويش و نه همسايه و نه عم و خال
با دل رنجور
در
اين تنگ جاي
مونس من حب رسول است و آل
چشم همي دارم تا
در
جهان
نو چه پديد آيد از اين دهر زال
زيد شده تشنه به ريگ هبير
عمرو شده غرقه
در
آب زلال
کهن گشته اي تن نه اي بل نوي
فزاينده
در
گردش ماه و سال
رهائي نيابد هم از مرگ خويش
مبارز چو عاجز شود
در
قتال
به تاييد او لاجرم علم و زهد
گرفته است
در
جانم آرام و هال
بدين کار اگر نيست چندين خلاف
در
اين حال گويند چندين محال
نگر تا
در
اين چون سفالينه تن
به حاصل شد از تو مراد کلال
مرادش گر از تو به حاصل نشد
تو حاصل شدي
در
غم بي زوال
نگر تا نگوئي که
در
فعل بد
هزاران مرا هست يار و همال
در
ميان خلق دين حق نمانده ستي وليک
اهل بيت و مؤمنان اندر ميانند، اي رسول
مر مرا
در
ميان قافله بود
دوستي مخلص و عزيز و کريم
گفت «ني » گفتمش «چو مي رفتي
در
حرم همچو اهل کهف و رقيم
گفتم «اي دوست پس نکردي حج
نشدي
در
مقام محو مقيم
در
کار خويش عاجز و درمانده نيستم
فضل مرا به جمله مقرند خاص و عام
در
نامه طمع ننوشته است دست دهر
ز اول مگر که ذل و سرانجام واي مام
من دست خويش
در
رسن دين حق زدم
از تو هگرز جست نخواهم نشان و نام
ايزد پيام داد به تو کاهلي مکن
در
کار، اگر تمام شنوده ستي آن پيام
به نامه درون جمله نيکي نويس
که
در
دست توست اي برادر قلم
دهن خشک ماند به گاه نظر
اگر
در
دهانش نهي رود زم
نه جز بر زبانش «نعم » را مکان
نه جز
در
عطاهاش کان نعم
صفحه قبل
1
...
5044
5045
5046
5047
5048
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن