نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان ناصر خسرو
تا
در
دلم قران مبارک قرار يافت
پر برکتست و خير دل از خير و برکتش
با طلعت مبارک مسعود او ز سعد
خالي است مشتري را
در
قوس طلعتش
همان که سر که پوشيدش به ديبا باد نوروزي
خزاني باد پنهان کرد
در
محلوج کوهانش
چو دايه ي مهرباني جمله فرزندان عالم را
همي گردي کجا هستند
در
آباد و ويرانش
تو را افلاک و دوران خواند
در
ميدان يزداني
برونت رفت بايد تا نگردد تنگ ميدانش
مرا
در
پيرهن ديوي منافق بود و گردن کش
وليکن عقل ياري داد تا کردم مسلمانش
عرش اين عرش کسي بود که
در
حرب، رسول
چون همه عاجز گشتند بدو داد لواش
بر حسرت شاخ گل
در
باغ گوا شد
بيچارگي و زردي و کوژي و نوانيش
بر گاه نبيني مگر آن را که سزا هست
کز گاه برانگيزي و
در
چاه نشانيش
پند تو تبه گردد
در
فعل بد او
پرواره کژ آيد چو بود کژ مبانيش
در
صدر خردمندان بي فضل نه خوب است
چون رشته لولو که بود سنگ ميانيش
مستنصر بالله که او فضل خداي است
موجود و مجسم شده
در
عالم فانيش
غافل کي بود خداوند ازانک
رفت
در
اين سبز و بلند آسياش؟
هرچ او گران بخرد ارزان شود
در
خنب و خنبه ريگ شود ارزنش
ابر بهار و باد صبا نگذرند
با بخت گشته بر
در
و بر روزنش
آويخته است زهرش
در
نوش او
آميخته است تيره ش با روشنش
زان رنجه تر کسي نبود
در
جهان
کاندر دلش نشسته بود دشمنش
در
هاوني که صبر بکوبد طبيب
چون صبر تلخ تلخ شود هاونش
چون راست بود خوب نمايد سخن
در
خوب جامه خوب شود آگنش
ابليس
در
جزيره تو برنشست
بر بي فسار سخت کش توسنش
کرا
در
زيان کسان سود باشد
نداند خردمند باز از گرازش
که
در
مهر او کينه بسته است ازيرا
که بسته است چشم دل اين مهره بازش
که خود زود بندازد اين شوم کره
بناگاه
در
چاه هفتاد بازش
جهان فريبنده را نوش بر روي
چو زهر است
در
پيش و رنج است نازش
به حجت نگه کن که
در
دين و دنيا
چگونه است از اين ناکسان احترازش
صفحه قبل
1
...
5041
5042
5043
5044
5045
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن