نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان ناصر خسرو
زين بي وفا، وفا چه طمع داري؟
چون
در
دمي به بيخته خاکستر؟
در
حرب اين زمانه ديوانه
از صبر ساز تيغ و، ز دين مغفر
ندهد خداي عرش
در
اين خانه
راهت مگر به راهبري حيدر
اي گشته نوک کلک سخن گويت
در
ديده مخالف دين نشتر
اي کهن گشته
در
سراي غرور
خورده بسيار ساليان و شهور
يات شاعر به مدح
در
گويد
شاد بادي و قصر تو معمور
بر تو خندد که غافلي تو ازانک
در
سراي غرور نيست سرور
خامشي از کلام بيهده به
در
زبور است اين سخن مسطور
کار تو کشت و تخم او سخن است
بدروي بر چو
در
دمندت صور
اين مير و عزيز نيست برگاه
وان خوار و ذليل نيست بر
در
هفت است قلم مر اين سه خط را
در
خط و قلم به عقل بنگر
گويند که پيش، ازين گهر کوفت
در
ظلمت، زير پي سکندر
بي زاد مشو برون و مفلس
زين خيمه بي
در
مدور
ترکيب تو سفلي و کثيف است وليکن
صورت گر علوي و لطيف است بدو
در
زنده نشد اين سفلي الا که به صورت
پس صورت جان است
در
اين جسم محضر
بنگر که خداوند ز بهر تو چه آورد
از نعمت بي مر
در
اين حصن مدور
بشنو سخن ايزد بنگر سوي خطش
امروز که
در
حجره مقيمي و مجاور
هر چيز که بايدت
در
اين راه بيابي
هر چند روان است درو لشکر بي مر
شايد که بگريند بر آن دين که بدو
در
فرند نبي را بکشد از قبل زر
ديوانه بود آنکه کله دارد
در
پاي
وز بيهشي خويش نهد موزه به سر بر
در
حضرت از آن خوي خوش و طلعت پر نور
افلاک منور شد و آفاق معطر
بسيار گشادند به پيشم
در
دعوي
دعوي ها چون کوه و معانيش کم از ذر
وز جهل بناليدم
در
مجلس علمش
عدلش برهانيدم از اين ديو ستمگر
اقرار تو باشد سخنش گرچه روا نيست
در
دين که کسي از کس ديگر کند اقرار
در
دست سخن پيشه يکي شهره درختي است
بي بار ز ديدار، همي ريزد ازو بار
صفحه قبل
1
...
5037
5038
5039
5040
5041
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن