نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان ناصر خسرو
هر کسي جز خداي
در
عالم
گر به جاي زنان بود شايد
در
طعامي چرا کني رغبت
که اگر زان خوري تو بگزايد؟
هر که رغبت کند
در
اين معني
دل ببايد که پاک بزدايد
در
خورد تنوره و تنور باشد
شاخي که برو برگ و بر نباشد
در
دام جهان جهان هميشه
تخم و چنه جز سيم و زر نباشد
در
دام نياويزد آنکه زي او
تخم و چنه را بس خطر نباشد
در
مملکت خويشتن نظر کن
زيرا که ملک بي نظر نباشد
امروز بدين ملک
در
طلب کن
آن چيز که فردا مگر نباشد
باقي شود اندر نعيم دايم
هرچند
در
اين ره گذر نباشد
غافل نبود
در
سراي طاعت
تا مرد به يک ره بقر نباشد
گر بلند است
در
مير تو سر پست مکن
به طمع گردن آزاد چنين سخت مبند
گر بلندي ي
در
او کرد چنين پست تو را
خويشتن چونکه فرونفگني از کوه بلند؟
شادي و نيکوي از مال کسان چشم مدار
تا نماني چو سگان بر
در
قصاب نژند
گردن از بار طمع لاغر و باريک شود
اين نبشته است زرادشت سخن دان
در
زند
نهان اندر بدان نيکان چنانند
که خرما
در
ميان خار بسيار
گل خوشبوي پاکيزه است اگر چند
نرويد جز که
در
سرگين و شد يار
سخن را جاي بايد جست، ازيرا
به ميدان
در
، رود خوش اسپ رهوار
تيره شب و ستاره درو، گوئي
در
ظلمت است لشکر اسکندر
گوئي که
در
زدند هزاران جاي
آتش به گرد خرمن نيلوفر
گر آتش است چون که
در
اين خرمن
هرگز فزون نگشت و نشد کمتر؟
سبز است ماه و گفت کزو رويد
در
خاک ملح و، سيم به سنگ اندر
چندين همي به قدرت او گردد
اين آسياي تيز رو بي
در
تسبيح مي کنندش پيوسته
در
زير اين کبود و تنک چادر
ايزد بر آسمانت همي خواند
تو خويشتن چرا فگني
در
جر؟
در
گردن جهان فريبنده
کرده دو دست و بازوي خود چنبر
صفحه قبل
1
...
5036
5037
5038
5039
5040
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن