167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

جوهر الذات عطار

  • توئي واصل در اين دور زمانه
    تو خواهي بود در خود جاودانه
  • فنا خواهي شدن اينجا تو در يار
    سر موئي نگنجد هيچ در کار
  • فنا جويم در اين تحقيق مردان
    چو ديدم در جهان توفيق ايشان
  • فنا در شرع عين مرگ آمد
    که آن در عاقبت کل ترک آمد
  • نه صورت در فنا آمد پديدار
    فنا خواهي شدن در آخر کار
  • همه در پرده گم ديد و يقين دوست
    حقيقت مغز گشته در عيان پوست
  • ز حيرت در فنا ديدار ميديد
    عيان خويشتن در يار ميديد
  • چنان بد بازگشت پير در خويش
    که در عين عيان ني بس بد و بيش
  • اگر عشقت در اينجا گشت پيدا
    شوي در ذات يکتائي هويدا
  • چو پير سالک آندم در فنا شد
    دمي بيخويش در عين لقا شد
  • توئي پاک و منزه در دل من
    توئي در هر دو عالم حاصل من
  • کجا شد جمله اشيا در نهادم
    که من در بود تو اينجا فتادم
  • اگر خواهيم در يک طرفه العين
    پديد آريم در هر ذره کونين
  • توئي تو، من منم در ديده ديد
    منم در جان جهانها گفت واشنيد
  • ملايک جمله در من راز بينند
    که در ديدار ما خلوت گزينند
  • ز وصف خويش دائم در حضورم
    که در ظلمات تنهائيت نورم
  • ز ديد خويش دائم در جلالم
    ز نور خوش قائم در وصالم
  • مه و خورشيد دائم در سجودم
    که ايشانند در نور نمودم
  • اناالحق گفت و شد قربان در اينراه
    يکي ديدار جان باشد در اينراه
  • خدا شد در خدا داني يقين ديد
    در اينجا اولين و آخرين ديد
  • خدا شد در خدا زالله دم زد
    در اعيان خدائي او قدم زد
  • هر آن کو راز بين باشد در اينکار
    شود در عاقبت اندر سردار
  • حقيقت چيست جز يکتا شدن زود
    چو در در بحر يکتائي شدن زود
  • در اينچاه بلا پختي بصد درد
    که همچون ديگ اينجا گاه در خورد
  • هر آنکوجان دهد در عشق جانان
    بماند جاودان در دوست پنهان