نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان ناصر خسرو
در
سراي نه چوب است بلکه دانايي است
که بنده نيست ازو به خداي سبحان را
دهر همي گويدت که «بر سفرم
تنگ مکش سخت
در
کنار مرا»
سنگ سيه بودم از قياس و خرد
کرد چنين
در
شاهوار مرا
از خطر آتش و عذاب ابد
دين و خرد کرد
در
حصار مرا
کردم
در
جانش جاي و نيست دريغ
اين دل و جان زين بزرگوار مرا
نيارد نظر کرد زي نور علمش
که
در
دست چشم خرد ظاهري را
رنگين که کرد و شيرين
در
خرما
خاک درشت ناخوش غبرا را؟
چون بند کرد
در
تن پيدائي
اين جان کار جوي نه پيدا را؟
در
کار صبر بند تو چون مردان
هم چشم و گوش را و هم اعضا را
حجت به عقل گوي و مکن
در
دل
با خلق خيره جنگ و معادا را
در
عقل واجب است يکي کلي
اين نفس هاي خرده اجزا را
رازي است اين که راه ندانسته اند
اينجا
در
اين بهايم غوغا را
گر شرم نيايدت ز ناداني
بي شرم تر از تو کيست
در
دنيا
اين عورت بود آنکه پيدا شد
در
طاعت ديو از آدم و حوا
شايد که ز بيم شرم و رسوائي
در
جستن علم دل کني يکتا
تا نام کسي نخست ناموزي
در
مجمع خلق چون کنيش آوا
کشتي خرد است دست
در
وي زن
تا غرقه نگردي اندر اين دريا
به قول چرخ گردان بر زبان باد نوروزي
حرير سبز
در
پوشند بستان و بيابان ها
درخت بارور فرزند زايد بي شمار و مر
در
آويزند فرزندان بسيارش ز پستان ها
همي گويند کاين کهسارهاي محکم و عالي
نرسته ستند
در
عالم مگر کز نرم باران ها
در
اين صندوق ساعت عمرها را دهر بي رحمت
همي برما بپيمايد بدين گردنده پنگان ها
بر مراد خويشتن گوئي همي
در
دين سخن
خويشتن را سغبه گشتي تکيه کردي بر هوا
دين دبستان است و امت کودکان نزد رسول
در
دبستان است امت ز ابتدا تا انتها
وز قياس تو چو با پرند پرنده همه
پر دارد نيز ماهي، چون نپرد
در
هوا؟
اين پنج
در
علم ازان بر تو گشادند
تا باز شناسي هنر و عيب جهان را
صفحه قبل
1
...
5026
5027
5028
5029
5030
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن