نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
دشمن چو شنيده مي نگنجد از شوق
در
پوست که دل ز دوست برداشته اي
رو صومعه ساز همچو زر
در
کوره
از کوره اگر برون شدي افسردي
با قلاشان چو رد نهادي پائي
در
عشق چو پخت جان تو سودائي
تو مي خندي بهانه اي يافته اي
در
خانه خود دام و دغل باخته اي
اي چشم فراز کرده چون مظلومان
در
حيله و مکر موي بشکافته اي
امروز مرا خنده فرو مي گيرد
تا
در
دهنم چه خنده ها کاشته اي
در
باغ درآب با گل اگر خار نه اي
پيش آر موافقت گر اغيار نه اي
در
بند همه مباش، تو خود همه باش
آن دم داري که سخره اي دمدمه اي
با نااهلان اگر چو جاني باشي
ما را چه زيان تو
در
زياني باشي
پران باشي چو
در
صف ياراني
پري باشي سقط چو بي ايشاني
برخيز و به نزد آن نکونام درآي
در
صحبت آن يار دلارام درآي
در
بي خبري گوي ز ميدان بردي
از بي خبريها خبرت بايستي
در
آب تو کوست چون شراب نابي
مي نالم و مي گردم چون دولابي
شيري و منم شکار
در
پنجه تو
دل خوردئي و قصد جگر مي داري
اين نکته رمز اگر بداني داني
هر چيزي که
در
جستن آني آني
تا
در
غم عشق دوست چون آتش و آب
از خود نشوي نيست به هستي نرسي
تقصير نکرد عشق
در
خماري
تقصير مکن تو ساقي از دلداري
تو آب نئي خاک نئي تو دگري
بيرون ز جهان آب و گل
در
سفري
در
دست و تن تو کاله پنهان کرده است
اي شحنه چراش زو نمي رنجاني
تا آب ز نا و آسيا مي ريزد
مي گردد سنگ و مي زخد
در
پستي
در
باغ وصالت چو همه گل بينم
سرگشته بهر خار شوم ني ني ني
جان
در
ره ما بباز اگر مرد دلي
ورني سر خويش گير کز ما بحلي
اين ملک کسي نيافت از تنگ دلي
حق مي طلبي و مانده
در
آب و گلي
گه با هاروت ساحر اندر چاهي
گه
در
دل زهره پاسبان ماهي
کشتي سخن
در
آب چندان راندي
ني تخته بماند ني تو و ني کشتي
صفحه قبل
1
...
5022
5023
5024
5025
5026
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن