نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 1.76 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
هشدار که مي روند هر سو غولان
با دانه و دام
در
شکار گوران
يارب چه دلست اين و چه خو دارد اين
در
جستن او چه جستجو دارد اين
عمريست که آفتاب و مه ميگردند
روزان و شبان
در
آرزوي شب تو
اي پرده پندار پسنديده تو
وي وهم خودي
در
دل شوريده تو
هيچي تو و هيچ را چنين گوهر
به زين نتوان نهاد
در
ديده تو
صد قرن گذشت و آسمان نيزد نديد
در
گردش روزگار ماننده تو
اي
در
دل من ميل و تمنا همه تو
واندر سر من مايه سودا همه تو
هرچند بروي کار
در
مينگرم
امروز همه توئي و فردا همه تو
اي ماه چو ابر بس گرستم بي تو
در
مه به نشاط ننگريستم بي تو
بي آينه روي خويش نتوان ديدن
در
ياد نگر که اوست آئينه تو
چندان نمک است
در
تو داني پي چيست
از بهر ستيزه جگرخواره تو
در
چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تو
جان چاکر آن کسي که شد چاکر تو
انگشت گزان درآمدم از
در
تو
انگشت زنان برون شدم از بر تو
در
کوي خيال خود چه ميپوئي تو
وين ديده به خون دل چه ميشوئي تو
درها همه بسته اند الا
در
تو
تا ره نبرد غريب الا بر تو
اي
در
کرم و عزت و نورافشاني
خورشيد و مه و ستاره ها چاکر تو
آن
در
سر زلف تو چرا آويزد
وين بر کف پاي تو جرا مالدرو
صد داد همي رسد ز بيدادي تو
در
وهم چگونه آورم شادي تو
گر هيچ مرا
در
دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو
ولله که سماء و هرچه
در
کل سما است
يا بند نصيب هرچه ميبايد از او
ني هرکه کند رقص و جهد بالا او
در
فقر بود گزيده و والا او
هرچند
در
اين هوس بسي باشي تو
بيقدر تو همچون مگسي باشي تو
آمد بر من خيال جانان ز پگه
در
کف قدح باده که بستان ز پگه
ما
در
ره عشق چست و چالاک شويم
ور زانکه خري لنگ شود ما را چه
بي عشق مباش تا نباشي مرده
در
عشق بمير تا بماني زنده
صفحه قبل
1
...
5019
5020
5021
5022
5023
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن