نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
در
شيشه دل تخت نه حکم بکن
اي رشک پري چونکه پري خوان توايم
يا صورت خودنماي تا نقش کنيم
يا عزم کنيم و پاي
در
کفش کنيم
يک جرعه ز جام تو تمامست تمام
جز عشق تو
در
دلم کدامست کدام
در
عشق تو خون دل حلالست حلال
آسودگي و عشق حرامست حرام
از ديدن روي تو چنان گردانم
کز جنبش يک موي تو
در
رو افتم
ور شکران نهاد انگشت به عيب
در
هجر بسي دست گزد بر شکران
از بسکه فساد و ابلهي زاد از من
در
عمر کسي نگشت دلشاد از من
اي جانب عشاق به خيره نگران
تو خيره و
در
تو گشته خيره دگران
اي آتش عشقي که
در
آن ميسوزي
خود جنت و فردوس تو خواهد بودن
اي دل تو
در
اين واقعه دمسازي کن
وي جان به موافقت سراندازي کن
روزيت چو نيست علم نونو هله ور
اي کهنه فروش
در
سخنهاي کهن
آن ولت معمور که ميپرسيدي
يا بي تو و ليک
در
خراب دل من
با دل گفتم اگر بود جاي سخن
با دوست غمم بگو
در
اثناي سخن
با دل گفتم عشق تو آغاز مکن
بازم
در
صد محنت و غم باز مکن
بگشاي نقاب و
در
فروبند کنون
مائيم و توئي و خانه خالي اي جان
عمريست که من
در
آرزوي آنم
کان عهد به يادآوري اي عهد شکن
آتش ميزن به هر نفس
در
جاني
واندر همه دم دم فراغت ميزن
اي بلغاري تو خانه کن
در
بلغار
وي تازي گو برو سوي عبادان
در
من نرسي تا نشوي يکتا من
اندر ره عشق يا تو باشي يا من
هر چيز خوشي که
در
جهان فرض کني
آن را بدل و عوض برود جز جانان
در
کان عقيق فقر عشرت نقد است
مي مي خور و قصه پرندوش مکن
در
باده کشي تو خويش را ريشه مکن
وز باده و از ساده تو انديشه مکن
با زنگي زلف او
در
آنور مجوي
انديشه باريک چنين پيشه مکن
در
بحر کرم حرص و حسد پيمودن
وين آب خوشي ز همدگر بربودن
در
پوش سلاح وقت جنگ است اي جان
انديشه مکن که وقت تنگ است اي جان
صفحه قبل
1
...
5017
5018
5019
5020
5021
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن