نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
گفتم که تنم گفت
در
اين روزي چند
رسوا کنم وز شهر بيرون کنمش
هم طوطي و عندليب
در
کار سماع
هم گردد هر درخت پربار سماع
ليکن چو فرو شود کسي را خورشيد
در
پيش نهد بجاي خورشيد چراغ
گفتي مگري چو ابر
در
فرقت باغ
من آن توام بخسب ايمن به فراغ
کيوان سعادت بر ما
در
جانست
گويند فراز هفت بامست دروغ
هر روز
در
اين حلقه مصافست مصاف
مي پنداري که اين گزافست گزاف
در
کعبه عشاق طوافي چو کني
درياب که کعبه ميکند با تو طواف
آنکس که ترا بديد اي خوب اخلاق
در
حال دهد کون و مکان را سه طلاق
هر دل که طواف کرد گرد
در
عشق
هم کشته شد به آخر از خنجر عشق
هر روز بنو برآيد آن دلبر عشق
در
گردن ما درافکند دفتر عشق
اين خار از آن نهاد حق بر
در
عشق
تا دور شود هرکه ندارد سر عشق
آن جسم طلسم را چو بشکست افلاک
پاکي بر پاک رفت و خاکي
در
خاک
حاشا که بخفت عاشقي اندر خاک
پاکست و کجا رود
در
آن عالم پاک
در
بحر صفا گداختم همچو نمک
نه کف و ايمان نه يقين ماند و نه شک
اندر دل من ستاره اي شد پيدا
گم گشت
در
آن ستاره هر هفت فلک
با نااهلان مکن تو يک لحظه درنگ
آيينه چو
در
آب نهي گيرد زنگ
آواز خراشان و گلوي خسته
نالان ز زوال خويش
در
پيش کمال
پر از عيسي است اين جهان مالامال
کي گنجد
در
جهان قماش دجال
چون آمده اي
در
اين بيابان حاصل
چون بيخبران مباش از خود غافل
در
خاموشي چرا شوي کند و ملول
خو کن به خموشي که اصولست اصول
عمري به هوس
در
تک و تاز آمد دل
تا محرم جان دلنواز آمد دل
در
آخر کار رفت و جان پاک بسوخت
انصاف بده که پاکباز آمد دل
نوميد مشو اميد مي دار اي دل
در
غيب عجايب است بسيار اي دل
آمد بت خوش عربده مي کشيم
بنشست چو يک تنگ شکر
در
پيشم
در
بر بنهاد بر بط و ابريشم
وين پرده همي زد که خوش و بيخويشم
صفحه قبل
1
...
5012
5013
5014
5015
5016
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن