نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
در
باغ هزار شاهد مهرو بود
گلها و بنفشه هاي مشکين بو بود
در
خدمتت اي جان چو بدن ميافتد
زان سجده به بخت خويشتن ميافتد
هر بار که اندر قدمت ميافتم
جان
در
باطن به پاي من ميافتد
درد و زخم ار زلف تو
در
چنگ آيد
از حال بهشتيان مرا ننگ آيد
در
راه طلب رسيده اي ميبايد
دامان ز جهان کشيده اي ميبايد
در
سلسله ات هر آنکه پا بست شود
گر فاني و گر نيست بود هست شود
در
سينه هر که ذره اي دل باشد
بي مهر تو زندگيش مشکل باشد
در
صحبت حق خموش ميبايد بود
بي چشم و زبان و گوش ميبايد بود
در
عشق توام نصيحت و پند چه سود
زهراب چشيده ام مرا قند چه سود
گويند مرا که بند بر پاش نهيد
ديوانه دلست پاي
در
بند چه سود
در
عشق توام وفا قرين ميبايد
وصل تو گمانست و يقين ميبايد
کار من و دل خاصه
در
حضرت تو
بد نيست و ليکن به از اين ميبايد
در
عشق اگر دمي قرارت باشد
اندر صف عاشقان چه کارت باشد
سر تيز چو خار باش تا يار چو گل
گه
در
برو گاه بر کنارت باشد
در
عشق نه پستي نه بلندي باشد
ني بيهشي نه هوشمندي باشد
در
عشق هزار جان و دل بس نکند
دل خود چه بود حديث جان کس نکند
اين راه کسي رود که
در
هر قدمي
صد جان بدهد که روي واپس نکند
در
کام دل آنچه بود نفسم همه راند
هرگز نفسي نامه شرم نه بخواند
در
کوي خرابات تکبر نخرند
مردي ز سر کوي خرابات برند
در
لشکر عشق چونکه خونريز کنند
شمشير ز پاره هاي ما تيز کنند
در
مدرسه عشق اگر قال بود
کي فرق ميان قال با حال بود
در
مغز فلک چو عشق تو جا گيرد
تا عرش همه فتنه و غوغا گيرد
با اينکه ز تو هيچ مکان خالي نيست
در
هيچ مکان ترا نشان نتوان داد
در
عشق توم وفا قرين مي بايد
وصل تو گمانست، يقين مي بايد
کار من دل خواسته
در
خدمت تو
بد نيست وليکن به ازين مي بايد
صفحه قبل
1
...
5006
5007
5008
5009
5010
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن