نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
امشب شب آنست که جانهاي عزيز
در
آتش اشتياق مستانه روند
خاک
در
او باش که سلطان و فقير
اين سلطنت و فقر از او يافته اند
گل سرمست و خار بد مست و خمار
جامي
در
ده که جمله يکسان گردد
اي اهل صفا که
در
جهان گردانيد
از بهر بتي چرا چنين حيرانيد
اي اهل مناجات که
در
محرابيد
منزل دور است يک زمان بشتابيد
اي دل اين ره به قيل و قالت ندهند
جز بر
در
نيستي وصالت ندهند
وانگاه
در
آن هوا که مرغان ويند
تا با پر و بالي پر و بالت ندهند
در
کالبد جهان ترا جان دانند
با تو چنان زيم که مرغان دانند
اي نرم دلانيکه وفا ميکاريد
بر خاک سيه
در
صفا ميباريد
اين سر که
در
اين سينه ما ميگردد
از گردش او چرخ دو تا ميگردد
اين صورت آدمي که درهم بستند
نقشي است که
در
تويله غم بستند
بخشاي که هر کو نکند بخشايش
در
پيش خدا هيچ ثوابش نبود
به زان نبود که پيش او خاک شويم
تا بو که بدين طريق
در
ما نگرد
از هر دو جهان سوخته اي ميبايست
کان برق که مي جهد
در
او گيرد زود
در
آب رخش ستارگان پيدايند
بي آب وي آبم همه گل ميگردد
عشقت گويد درست خواهم
در
راه
گوئي تو که ني شکستگان بسيارند
از صحبت گل خار ز آتش برهد
وز صحبت خار گل
در
آتش باشد
چون صحبت دوست صيقل جان و دلست
در
جان گيرش که رافع زنگ آمد
در
منزل تن مخسب و غافل منشين
کز منزل عمر کاروان ميگذرد
بي زارم از آن آب که آتش نشود
در
زلف مشوشي مشوش نشود
صد قطره ز ابر اگر به دريا بارد
بي جنبش عشق
در
مکنون نشود
بيمارم و غم
در
امتحانم دارد
اما غم او تر و جوانم دارد
اين طرفه نگر که هرچه
در
رنجوري
بيرون ز غمش خورم زيانم دارد
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بيچاره دلم
در
غم بسيار افتاد
تا
در
دل من عشق تو اندوخته شد
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد
صفحه قبل
1
...
5004
5005
5006
5007
5008
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن