167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • اي آنکه گريخت از در مذهب ما
    گوشش بکشد فراق تا ملهب ما
  • زان مي که حرام نيست در مذهب ما
    تا صبح عدم خشک نيابي لب ما
  • در جان و دل و ديد فراموش نه اي
    از بهر خدا مکن فراموش مرا
  • اي مکر در آموخته هرجائي را
    يک مکر براي من درانگيز و بيا
  • در چشم ببين دو چشم آن مفتون را
    نيک بشنو تو نکته بيچون را
  • در سر دارم ز مي پريشانيها
    با قند لب تو شکرافشانيها
  • ديدم در خواب ساقي زيبا را
    بر دست گرفته ساغر صهبا را
  • طنبور چو تن تن برآرد به نوا
    زنجير در آن شود دل بي سر و پا
  • زيرا که نهان در زهش آواز کسي
    ميگويد او که جسته همراه بيا
  • اي مادر ما نهفته در چادر ما
    پنهان شده از طبيعت کافر ما
  • گر در طلب خودي ز خود بيرون آ
    جو را بگذار و جانب جيحون آ
  • عشق آب حياتست در اين آب درآ
    هر قطره از اين بحر حياتست جدا
  • منصور بدآن خواجه که در راه خدا
    از پنبه تن جامه جان کرد جدا
  • هان اي سفري عزم کجايست کجا
    هرجا که روي نشسته اي در دل ما
  • چندان غم درياست ترا چون ماهي
    کافشاند لب خشک تو را در دريا
  • در خود بودم زان نسزيدم خود را
    از خود چو برون شدم بديدم خود را
  • سريست ميان دل مردان خداي
    جبريل در آن ميان نگنجد به طلب
  • امروز چو هر روز خرابيم خراب
    مگشا در انديشه و برگير رباب
  • انديشه مکن بکن تو خود را در خواب
    کانديشه ز روي مه حجابست حجاب
  • اي آنکه تو دير آمده اي در کتاب
    گر بشتابند کودکان تو مشتاب
  • اي دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب
    در فرقت آفتاب چون ماه مخسپ
  • اي ماه چنين شبي تو مهوار مخسب
    در دور درآ چو چرخ دوار مخسب
  • خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب
    زيرا ز تو چشم بود پرآتش و آب
  • پنهان گفتم براز در گوش دو چشم
    مهمان عزيز است بيفزاي شراب
  • دل در هوس تو چون ربابست رباب
    هر پاره ز سوز تو کبابست کباب