نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
شب مست يار بودم و
در
هاي هاي او
حيران آن جمال خوش و شيوهاي او
هر بره گوش شير گرفته ز عدل او
هر ذره گشاده دهان
در
ثناي او
بر بوي آب تست ورا
در
سراب ميل
بر بوي نقد تست سوي قلب راي او
امسال سال عشرت و ولت
در
استوا
اي شاد آنکسي که بود طالعش چو ما
در
بحر زاده ايم و به خشکي فتاده ايم »
اي زاده وفاش تو چوني درين جفا؟
در
روضه رياحين مي گرد چپ و راست
گل دسته بستن تو ندانم پي کراست
هين جهد کن تو نيز، که بيرون کني قبا
در
بحر، بي قبا شدنت شرط آشناست
هرکو سفر به بحر کند
در
سفينه اش
او ساکن و رونده و همراه انبياست
آري، دراز و کوته
در
عالم تنست
اما بر خدا، نه صباحست و ني مساست
اي جان مرا از غم و انديشه خريده
جان را بستم
در
گل و گلزار کشيده
جولاهه کي باشد که دهي سطنت او را؟!
پا
در
چه انديشه و سودا بتنيده
جان را زند آ، باغ صلاهاي تعالوا
جان
در
تن پرخون پر از ريم، خزيده
انديشه مرا برد سحرگاه به باغي
باغي که برون نيست ز دنيا، و نه
در
وي
در
باغ زهر گور يکي مرده برآمد
بنگر به عزيزان که برستند ز خواري
در
زلزلت الارض خدا گفت زمين را
امرزو کنم زنده هر آن مرده که داري
اي رفته
در
خون رهي، تورشک خورشيد و مهي
با اين همه شاهنشهي، با خاکيان آميخته
اي شمع افلاک و زمين، اي مفخر روح الامين
عشقت نشسته
در
کمين، خون هزاران ريخته
شکفتست اين زمان گردون بريحانهاي گوناگون
زمين کف
در
حني دارد، بدان شادي که مي آيي
وفادارست ميعادت، توقف نيست
در
دادت
عطا و بخشش شادت، نه نسيه ست و نه فردايي
گهي دامن براندازي، که بر تردامنان سازي
گهي زينها بپردازي، کي داند
در
چه بازاري؟
رسيدم
در
بياباني، کزو رويند هستيها
فرو بارد جزين مستي از آن اطراف مستيها
چو آتش
در
درونت زد، دو ديده حس بردوزد
رخت چون گل برافروزد ز آتشهاي مشتاقي
برخيز و بخيلانه
در
خانه فروبند
کانجا که توي خانه شود گلشن و صحرا
در
شهر چو من گول مگر عشق نديدست؟
هر لحظه مرا گيرد اين عشق ز بالا
در
خنب جهان همچو عصيريد گرفتار
چون نيک بجوشيد، ازين خنب برآييد
صفحه قبل
1
...
4994
4995
4996
4997
4998
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن