نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
چند چون زاغ بود نول تو
در
هر سرگين؟!
خبر جان چو طوطي شکرخا برگو
وقت عشرت طرب انگيزتر از جام مييم
در
صف رزم چو شمشير و سنانيم همه
ما نهاليم، بروييم، اگر
در
خاکيم
شاه با ماست چه باکست اگر رخ زرديم؟!
جان چو آئينه صافي است، برو تن گرديست
حسن
در
ما ننمايد چو به زير گرديم
پاي
در
باغ خرد نه، به طلب امن و خلاص
سربنه، پاي بکش زير درختان مرود
باد امرود همي ريزد اگر نفشاني
مي فتد
در
دهن هرکي دهان را بگشود
در
چنين دوغ فتادي که ندارد پايان
منگر واپس، وز هر دو جهان دست بشو
صدفي باشد گردان به هواي گوهر
سينه اش باز شود بيند
در
خود لولو
هله خيزيد که تا خويش ز خود دور کنيم
نفسي
در
نظر خود نمکان شور کنيم
آفتابيست به هر روزن و بام افتاده
حاجتت نيست که
در
زير کشي زله نهان
مثل او نقش نگردد به نظر
در
ديده
هيچ ديده بنديدست مثال سلطان
من چو يوسف اگر افتادم اندر چاهي
کم از آنک فکني
در
تک آن چاه رسن؟
چند بيتي که خلاصه ست فرو ماند، تو گو
کز عظيمي بنگنجيد همي
در
گفتن
دولت قلاوزي شده، اندر ره درهم زده
در
کف گرفته مشعله، از شعله عين اليقين
اي باغ، کردي صبرها،
در
دي رسيدت ابرها
الصبر مفتاح الفرج، اي صابران راستين
گر ساقيم حاضر بدي، وز باده او خوردمي
در
شرح چشم جادوش صد سحر مطلق کردمي
گرخاطر اشتر دلم خوش شيرگير او شدي
شيران نر را اين زمان
در
زير زين آوردمي
هرکس که ذليل آمد،
در
عشق عزيز آمد
جز تشنه نياشامد از چشمه حيوانت
اي رحمت بي پايان وقتست که
در
احسان
موجي بزند ناگه بحر گهرافشانت
در
پوش لباس نو، خوش بر سر منبر رو
تا سجده شکر آرد، صد ماه خراسانت
در
باز شود والله، دربان بزند قهقه
بوسد کف پاي تو، چو نبيند حيرانت
خنده بر يار من، پنهان نتوان کردن
هردم رطلي خنده مي ريزد
در
جانت
با مشعله جانان،
در
پيش شعاع جان
تاريک بود انجم، بي مغز بود جوزا
اي ساقي روحاني، پيش آر مي جاني
تو چشمه حيواني، ما جمله
در
استسقا
ماهي که هم از اول با حر بيارامد
در
جوي نياسايد حوضش نشود مأوا
صفحه قبل
1
...
4993
4994
4995
4996
4997
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن