نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
در
صبر و توبه عصمت اسپر سرشته اي
و اندر جفا و خشم سناني نهاده اي
در
سينه کز مخيله تصوير مي رود
بي کلک و بي بنان تو بناني نهاده اي
اخلاق مختلف چو شرابات تلخ و نوش
در
جسم هاي همچو اواني نهاده اي
دل هاي بي قرار ببيند که
در
فراق
از بهر چه نياز و کشاني نهاده اي
اي چرخ راست گو که
در
اين گردش آن چنان
خورشيدرو و ماه لقايي بديده اي
هر چند شير بيشه و خورشيدطلعتي
بر گرد حوض گردي و
در
حوض درفتي
بر مغز من برآي که چون مي مفرحي
در
چشم من درآي که نور بصارتي
آن مه اگر برآيد
در
روز رستخيز
برخيزد از ميان قيامت قيامتي
زان رو که زهره نيست فلک را که دم زند
در
خود همي بسوزد دارد علامتي
از من مپرس اين و ز عقل کمال پرس
کو راست
در
عيار گهرها مهارتي
او نيز خود چه گويد ليکن به قدر خويش
کو
در
قدم بود حدثي نوطهارتي
عقل از اميد وصل چو مجنون روان شود
در
عشق مي رود به اميد زيارتي
ور ز آنک درنيابد
در
ره کمال عشق
از پرتو شرارش يابد حرارتي
گه
در
زمين خدمت چون خاک ره شدم
بر چرخ روح گاه دويدم باختري
در
واديي رسيدم کان جا نبرد بوي
ني معجز و کرامت و ني مکر و ساحري
در
آتش خليل کجا آيد آن خسي
کو خشک شد ز عشق دلارام آزري
گر خوگري به لطف نباشد دل مرا
او کي فراق داند
در
دور دايري
اين جمله من بگفتم و القاب شمس دين
از رشک کرده
در
غم تبريز ساتري
سختي کشان ز گردش اين چرخ
در
غم اند
بر رغم جمله چرخه دوار مي کشي
اي صورت حقايق کل
در
چه پرده اي
سر برزن از ميانه ني چون شکروشي
آتش فتاد
در
ني و عالم گرفت دود
زيرا نداي عشق ز ني هست آتشي
بر فرق خاک آب روان کرد عشق او
در
باغ عشق سرو روان است آن يکي
ساقيم گر ندادي داروي فربهي
همچون لب زجاج و قدح
در
نحولمي
از گور سوي جنت اگر راه نيستي
در
گور تن چرا خوش و باعرض و طولمي
بس کن ز آفتاب شنو مطلع قصص
آن مطلع ار نبودي من
در
افولمي
صفحه قبل
1
...
4978
4979
4980
4981
4982
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن