نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
بر تازيان چابک بندي تو زين زرين
پالانيان بد را
در
بار مي کشاني
عشاق خارکش را گلزار مي نمايي
خودکام گل طرب را
در
خار مي کشاني
اين نعل بازگونه بي چون و بي چگونه
موسي عصاطلب را
در
مار مي کشاني
پيش آردت شرابي کاي ذره درکش اين را
خوردي و محو گشتي
در
آفتاب جاني
شد ذره آفتابي از خوردن شرابي
در
دولت تجلي از طعن لن تراني
ما ميوه هاي خاميم
در
تاب آفتابت
رقصي کنيم رقصي زيرا تو مي پزاني
در
رنگ يار بنگر تا رنگ زندگاني
بر روي تو نشيند اي ننگ زندگاني
در
آينه بديدم نقش خيال فاني
گفتم چيي تو گفتا من زنگ زندگاني
آن ها که اهل صلحند بردند زندگي را
وين ناکسان بمانند
در
جنگ زندگاني
اي ناله چند ناله افزونتري ز ژاله
بر بنده کمينه تو نيز
در
کميني
قولي که
در
عراق است درمان اين فراق است
بي قول دلبري تو آخر بگو کجايي
اي آشناي شاهان
در
پرده سپاهان
بنواز جان ما را از راه آشنايي
در
جمع سست رايان رو زنگله سرايان
کاري ببر به پايان تا چند سست رايي
در
پرده حسيني عشاق را درآور
وز بوسليک و مايه بنماي دلگشايي
چون جان جان ندارد مي دانک آن ندارد
بس کس که جان سپارد
در
صورت فنايي
اي همرهان و ياران گرييد همچو باران
تا
در
چمن نگاران آرند خوش لقايي
گفتا تو چنگ مايي و اندر ترنگ مايي
پس چيست زاري تو چون
در
کنار مايي
تابان شده ست کاني خندان شده جهاني
آراسته ست خواني
در
مي رسد صلايي
بر بوي نوبهاري بر روي سبزه زاري
در
عشق خوش عذاري ما مست و هاي هايي
از بس که تند و عاقم
در
دوزخ فراقم
دوزخ ز احتراقم گيرد گريزپايي
چون ديد شور ما را عطار آشکارا
بشکست طبل ها را
در
بزم کبريايي
تبريز چون برفتم با شمس دين بگفتم
بي حرف صد مقالت
در
وحدت خدايي
سر اله گفتم
در
قعر چاه گفتم
مه را سياه گفتم چون محرم نقابي
اي خواجه صدر عالي تا تو
در
اين حوالي
گه بسته سؤالي گه خسته جوابي
با صد هزار دستان آمد خيال ياري
در
پاي او بميرا هر جا بود نگاري
صفحه قبل
1
...
4976
4977
4978
4979
4980
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن