نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
در
درون ظلمات سيهي چشمان
همچو آب حيوان ساکني و مستتري
سحري کرد ندايي عجب آن رشک پري
که گريزيد ز خود
در
چمن بي خبري
چون گرفتار مني حيله مينديش آن به
که شوي مرده و
در
خلق حسن بگريزي
ننگ هر قافله
در
شش دره ابليسي
تو به هر نيت خود مسخره ابليسي
سره مردا چه پشيمان شده اي گردن نه
که
در
اين خوردن سيلي سره ابليسي
شلغم پخته تو اميد ببر زان تره زار
ز آنک
در
خدمت نان چون تره ابليسي
نان ببيني تو و حيزانه درافتي
در
رو
عاشق نطفه ديو و نره ابليسي
در
غم فربهي گوشت تو لاغر گشتي
ناله برداشته چون حنجره ابليسي
آتش باده بزن
در
بنه شرم و حيا
دل مستان بگرفت از طرب پنهاني
سوي حج راني و
در
باديه ام قطع کني
اشتر و رخت مرا قسمت اعراب کني
گر قصب وار نپيچم دل خود
در
غم تو
چون قصب پيچ مرا هالک مهتاب کني
در
تک چاه زنخدان تو نادر آبي است
که به هر چه که درافتم بنمايد رسني
در
غمت بوالحسنان مذهب و دين گم کردند
زان سبب که حسن اندر حسن اندر حسني
کسب عيش ابد آموز ز شمس تبريز
تا
در
آن مجلس عيشي که جنان است روي
سجده کردند ملايک تن آدم را زود
پرتو جان تو ديدند
در
آن جسم سني
چه لطيفي و ز آغاز چنان جباري
چه نهاني و عجب اين که
در
اين غوغايي
شمس تبريز چو
در
شمس فلک درتابد
تابش روز شود از وي نابينايي
جوهري بيند صافي متحلي به حلل
متمکن شده
در
کالبد جانوري
تا زلال تو ديدم قصه جان شنيدم
همچو جان ناپديدم
در
تک بي نشاني
روزن ار واقف شدي از دود مرگ
روزن و ديوار و
در
بگريستي
بس گران جاني و بس اشتردلي
در
سبک روحان يک دل کي رسي
چونک اندر سر گشادي نيستت
در
گشاد سر مشکل کي رسي
بگذر از خورشيد وز مه چون خليل
ور نه
در
خورشيد کامل کي رسي
بي براق عشق و سعي جبرئيل
چون محمد
در
منازل کي رسي
بي پناهان را پناه خود کني
در
پناه شاه مقبل کي رسي
صفحه قبل
1
...
4970
4971
4972
4973
4974
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن