نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
پيچ زلفش چو نديدي تو برو معذوري
اي تو
در
نيک و بد دور زمان پيچيده
در
پس پرده ظلمات بشر ننشينيم
ز آنک چون نور سحر پرده درانيم همه
آه دردت را ندارم محرمي
چون علي اه مي کنم
در
قعر چاه
آن چنان شاهي نگر کز لطف او
خار و گل
در
گلستان آميخته
اي فرورفته چو قارون
در
زمين
وي زمين را آسمان پنداشته
اي کرانه رفته عشق از ننگ تو
اي تو خود را
در
ميان پنداشته
اي ز شهوت
در
پليدي همچو کرم
عاشقان را همچنان پنداشته
جان مشتاقان نمي گنجد همي
در
زمين و آسمان از سلسله
حلقه هاي عشق تو
در
گوش ماست
هوش ما را تو مران از سلسله
روز خندان
در
رخ عين اليقين
کافرستان گمان را شب شده
قرابه باز دانا هش دار آبگينه
تا
در
ميان نيفتد سوداي کبر و کينه
چون از جهان رميدي
در
نور جان رسيدي
چون شمع سر بريدي بشکن تو پاي توبه
در
صيد چون درآيد بس جان که او ربايد
يک تير غمزه او صد خونبهاي توبه
اين جا کسي است پنهان همچون خيال
در
دل
اما فروغ رويش ارکان من گرفته
اين جا کسي است پنهان مانند قند
در
ني
شيرين شکرفروشي دکان من گرفته
چون گلشکر من و او
در
همدگر سرشته
من خوي او گرفته او آن من گرفته
در
چشم من نيايد خوبان جمله عالم
بنگر خيال خوبش مژگان من گرفته
در
بحر نااميدي از خود طمع بريدي
زين بحر سر برآري مرجان من گرفته
نقلي ز دل معلق جامي ز نور مطلق
در
خلوت هوالحق بزم ابد نهاده
در
حلقه قلاشي زنهار تا نباشي
چون غنچه چشم بسته چون گل دهان گشاده
چون سبزه شو پياده زيرا
در
اين گلستان
دلبر چو گل سوار است باقي همه پياده
آن شه صلاح دين است کو پايدار بادا
دست عطاش دايم
در
گردنم قلاده
خود کشته عاشقان را
در
خونشان نشسته
و آن گاه بر جنازه هر يک نماز کرده
در
سايه هاي عشقت اي خوش هماي عرشي
هر لحظه باز جان ها تا عرش برپريده
ديده نديده خود را و اکنون ز آينه تو
هر ديده خويشتن را
در
آينه بديده
صفحه قبل
1
...
4947
4948
4949
4950
4951
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن