نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
هر چند شده ست خون جگرشان
چستند
در
اين ره و چه کاره
آن سفره بيار و
در
ميان نه
و آن کاسه به پيش عاشقان نه
اي زهره ز چشم هاي هندو
ترکانه تو تير
در
کمان نه
اي اشک چو رفتي از
در
چشم
آن جا رو و سر بر آستان نه
اي روز مبارک و خجسته
ما جمع و تو
در
ميان نشسته
هر چه
در
عالم دري بسته ست مفتاحش تويي
عشق شاگرد تو است و درگشا آموخته
وز ميان صوفيان آن صوفي محبوب را
سر معشوقي مطلق
در
خلاء آموخته
و آن دگر را ز امتحان اندر فراق انداخته
سر سر عاشقانش
در
بلا آموخته
جمله ايشان بندگان شمس تبريزي شده
در
تجلي هاي او نور لقا آموخته
آتش رخسار تو
در
بيشه جان ها زده
دود جان ها برشده هفت آسمان برخاسته
تن چو ديوار و پس ديوار افتاده دلي
در
بيان حال آن دل اين زبان برخاسته
رو خرابي ها نگر
در
خانه هستي ز عشق
سقف خانه درشکسته آستان برخاسته
در
حقيقت صد جهان بودي نبودي يک کسي
دوش ديدم آن جهان بر اين جهان بگريسته
چو ز ديده دور گشتي رفت ديده
در
پيت
جان پي ديده بمانده خون چکان بگريسته
غيرت تو گر نبودي اشک ها باريدمي
همچنين به خون چکان دل
در
نهان بگريسته
هدهدان اندر قفص چون زان سليمان خوش شدند
راه پريدن نبد تا
در
وطن پا کوفته
اي سراندازان همه
در
عشق تو پا کوفته
گوهر جان همچو موسي روي دريا کوفته
از شکار تو به بيشه جان شيران خون شده
در
هواي قاف قربت پر عنقا کوفته
همچو ماهي مي گدازي
در
غم سرلشکري
بينمت چون آفتابي بي حشم سلطان شده
شاديا روزي که آن معشوق جان هاي لقا
آمده
در
بزم مست و با شما آميخته
آن
در
بسته ابد بگشاده از مفتاح لطف
قفل هاي بي وفايي با وفا آميخته
در
ره عشاق حضرت گو که از هر محنتش
صد هزاران لطف باشد با بلا آميخته
در
سراي بخت رو يعني که تبريز صفا
تا ببيني اين سرا با آن سرا آميخته
بخورم گر نخورم من بنهد
در
دهن من
بروم گر نروم من کندم گوش کشانه
بنگر روي ظريفش بخور آن شير لطيفش
به همان کوي وطن کن بنشين بر
در
روزه
صفحه قبل
1
...
4946
4947
4948
4949
4950
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن