نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
نوري که از او تابد هر چشم که برتابد
بيدار ابد يابد
در
کالبد خفته
اي هر چه بينديشي
در
خاطر تو آيد
بر بنده همان لحظه آن چيز گذر کرده
باد تو درختم را
در
رقص درآورده
ياد تو دهانم را پرشهد و شکر کرده
بربسته و بررسته غرقند
در
اين رسته
تا با همگان باشد از عين ابد خنده
خنده پدر و مادر
در
چرخ درآوردت
بنمود به هر طورت الطاف احد خنده
اي خاک کف پايت رشک فلکي بوده
جان من و جان تو
در
اصل يکي بوده
در
خانه نقشيني ديدم صنم چيني
خون خواره صد آدم جان ملکي بوده
گفتم به اياز اي حر محمود شدي آخر
در
شاه چه جا کردي اي آيبکي بوده
صد چشمه بجوشاني
در
سينه چون مرمر
اي آب روان کرده از مرمر و از خاره
ياران وفا را بين اخوان صفا را بين
در
رقص که بازآمد آن گنج به ويرانه
پيمانه و پيمانه
در
باده دوي نبود
خواهي که يکي گردد بشکن تو دو پيمانه
من دانه افلاکم يک چند
در
اين خاکم
چون عدل بهار آمد سرسبز شود دانه
بار دگر اي جان تو زنجير بجنبان تو
وز دور تماشا کن
در
مردم ديوانه
اي
در
هوست غرقه هم صوفي و هم خرقه
هم بنده بيچاره هم خواجه نسابه
من مست و حريفم مست زلف خوش او
در
دست
احسنت زهي شاهد شاباش زهي باده
بازيم يکي عشقي
در
زير گليمي به
بر حلقه هر جمعي بر رسته هر جاده
اين حلقه زرين را
در
گوش درآويزم
يعني که از اين خدمت آزادم و آزاده
در
پرده دو صد خاتون رخساره دريدستند
بر روي زنان هر يک از جفت دگر بيوه
اي مطرب مشتاقان شمس الحق تبريزي
مي نال
در
اين پرده زنهار همين شيوه
از آتش رخسارت وز لعل شکربارت
در
دي نبود سردي في لطف امان الله
آگاه تويي
در
ده احسنت زهي سرده
هم دادي و هم خوردي في لطف امان الله
در
عشق خداوندي شمس الحق تبريزي
چون عشق جوامردي في لطف امان الله
من خاک دژم بودم
در
کتم عدم بودم
آمد به سر گورم عشقت که هلا برجه
بر چرخ ز شادي جمال تو عروسي است
اي همچو کمان جان تو
در
غصه خميده
صد خرمن نعمت جهت پيشکش تو
وز بهر يکي دانه
در
اين دام پريده
صفحه قبل
1
...
4944
4945
4946
4947
4948
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن