167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • همه شيران بده در حمله او چون سگ لنگ
    همه ترکان شده زيبايي او را هندو
  • در همه روي زمين چشم و دل باز که راست
    مکن آزار مکن جانب اغيار مرو
  • هله ديدار مهل برمگزين فکر و خيال
    از عيان سر مکشان در پي آثار مرو
  • تو يقين دار که بي تو نفسي جان نزيد
    در احسان بگشا و پس ديوار مرو
  • ز آنک قربان ها همه باقي شوند
    در هواي عيد بي پايان تو
  • در سراي عصمت يزدان تويي
    بخت و دولت روز و شب دربان تو
  • اي خدا اين باغ را سرسبز دار
    در بهارستان بي نقصان تو
  • چنگ و قانون جهان را تارهاست
    ناله هر تار در فرمان تو
  • من بخفتم تو مرا انگيختي
    تا چو گويم در خم چوگان تو
  • دي مرا پرسيد لطفش کيستي
    گفتم اي جان گربه در انبان تو
  • چون مثالي برنويسد در فراق
    خون ببارد از خم طغراي او
  • خيمه در خيمه طناب اندر طناب
    پيش شاه عشق و لشکرهاي او
  • آب و آتش يک شده ز امروز او
    روز و شب محو است در فرداي او
  • عشق شير و عاشقان اطفال شير
    در ميان پنجه صدتاي او
  • در کدامين پرده پنهان بود عشق
    کس نداند کس نبيند جاي او
  • بس بگفتم کو وصال و کو نجاح
    برد اين کو کو مرا در کوي تو
  • گفتم اين دل را که چوگانش ببين
    گر يکي گويي در آن چوگان بدو
  • ماجرايي رفت جان را در الست
    بازگو آن ماجرا را بازگو
  • زرد گشتي از خزان غمگين مشو
    در خزان بين تاب تابستان نو
  • گفته بودي کز توام بگرفت دل
    من نخواهم در جهان جز کام تو
  • صوفيانيم آمده در کوي تو
    شي ء لله از جمال روي تو
  • از عطش ابريق ها آورده ايم
    کآب خوبي نيست جز در جوي تو
  • ولوله در خانقاه افتاد دوش
    مشک پر شد خانقاه از بوي تو
  • ناگهان افکند طشت ما ز بام
    پاسبانان درشده در گفت و گو
  • در ميان کوي بانگ دزد خاست
    او بزد زخمي و پنهان کرد رو