نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
آمد محمود باز بر
در
حجره اياز
عشق گزين عشقباز دولت بسيار بين
تا نگري
در
زمين هيچ نبيني فلک
يک دمه خود را مبين خلعت ديدار بين
در
کفن خويشتن رقص کنان مردگان
نفخه صور است يا عيسي ثاني است آن
يونس قدسي تويي
در
تن چون ماهيي
بازشکاف و ببين کاين تن ماهي است آن
باده کشيدي وليک
در
قدحت باقي است
حمله ديگر که اصل جرعه باقي است آن
حکم به هم درشکست هست قضا
در
خطر
فتنه حکم است اين آفت قاضي است آن
اي قمر زير ميغ خويش نديدي دريغ
چند چو سايه دوي
در
پي اين ديگران
در
پي دزدي بدم دزد دگر بانگ کرد
هشتم بازآمدم گفتم و هين چيست آن
يک غزل آغاز کن بر صفت حاضران
اي رخ تو همچو شمع خيز درآ
در
ميان
آب خوشي جوش کرد نيم شب از خانه ام
يوسف حسن اوفتاد ناگه
در
چاه من
آمد غماز عشق گفت
در
اين گوش من
يار ميان شماست خوب و لطيف و نهان
باز فروريخت عشق از
در
و ديوار من
باز ببريد بند اشتر کين دار من
سر کن اي بوالفضول اي ز کشاکش ملول
جاذبه خيزان او منگر
در
خيز من
اي خضر راستين گوهر درياست اين
از تو
در
اين آستين همچو فراويز من
گويد کاي عاشقان رحم مياريد هيچ
در
کشش همدگر از پي آيين من
دوش خيال نگار بعد بسي انتظار
آمد و من
در
خمار يا رب چون بود چون
در
دل شب آمدي نيک عجب آمدي
چون بر ما آمدي نيست رهايي کنون
ناله ز هجر و زوال خاست ز ذوق وصال
دانک بسي شکرهاست
در
گله يا مسلمين
حلقه درآ روي باز بر همه خوبان بتاز
سجده کنم
در
نماز روي تو را همچنين
يا تو ترش کرده رو مايه ده شکران
تنگ شکر مي کشد تا بنهد
در
ميان
دلا تو شهد منه
در
دهان رنجوران
حديث چشم مگو با جماعت کوران
پناه گير تو
در
زلف شمس تبريزي
که مشک بارد تا وارهي ز کافوران
دلا دو دست برآور سبک به گردن عشق
اگر چه دارد او خون خلق
در
گردن
مکن ستايش بر وي عتاب را بمپوش
مده قطايف و آن سير
در
ميانه مکن
غذاي خلق
در
آن قحط حسن يوسف بود
که اهل مصر رهيده بدند از غم نان
صفحه قبل
1
...
4934
4935
4936
4937
4938
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن