نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
هر خاطر من بکري بر بام و
در
از عشقت
چندان بکند شيوه چندان بکند دستان
تا تابش روي تو درپيچد
در
هر يک
وز چون تو شهي گردد هر خاطرم آبستان
در
کنج عزبخانه حوري چو دردانه
دور از لب بيگانه خفته ست ستان اي جان
اندر دل هر ذره تابان شده خورشيدي
در
باطن هر قطره صد جوي روان اي جان
من صوفي باصوفم من آمر معروفم
چون شحنه بود آن کس کو باشد
در
زندان
معذوري خود ديده
در
خويش ترنجيده
عذر دگران خواهد از باب هنرمندان
بگريز از اين دربند بر جمله تو
در
دربند
جز شمس حق تبريز سلطان شکرقندان
در
سينه تاريکت دل را چه بود شادي
زندان نبود سينه ميدان بود آن ميدان
اي
در
غم بيهوده رو کم ترکوا برخوان
وي حرص تو افزوده رو کم ترکوا برخوان
در
روده و سرگيني باد هوس و کيني
اي غافل آلوده رو کم ترکوا برخوان
داني که کجا جويي ما را به گه جستن
در
گردش چشم او آن نرگس آبستن
در
دل چو خيال او تابد ز جمال او
دل بند بدراند او را نتوان بستن
گر صادق صديقي
در
غار سعادت رو
چون مرد مسلماني بر ملک مسلم زن
گر دار فنا خواهي تا دار بقا گردد
آن آتش عمراني
در
خرمن ماتم زن
در
مدرسه آدم با حق چو شدي محرم
بر صدر ملک بنشين تدريس ز اسما کن
ياران بشوريده با جان بسوزيده
بگشاده دل و ديده
در
شاهد بي کابين
شد زنگي شب مستي دستي همگان دستي
در
ديده هر هستي از ديده زنگي بين
از چشمه جان ره شد
در
خانه هر مسکين
ماننده کاريزي بي تيشه و بي ميتين
اي خواجه سودايي مي باش تو صحرايي
در
گلشن شادي رو منگر به غم غمگين
گفتم به دلم چوني گفتا که
در
افزوني
زيرا که خيالش را هستم به خدا مسکن
آن ساعد سيمين را
در
گردن ما افکن
بر سينه ما بنشين اي جان منت مسکن
از خون مسلمانان
در
ساغر رهبان کن
وز کافر زلفينت ويراني دين مي کن
مرغي که چشد يک دم از دانه دام تو
در
خاطر او نايد آهنگ هوا کردن
دعوي صفا کردن
در
عشق تو نيکو نيست
با جان صفا چه بود تفسير صفا کردن
اگر شير اگر پيل چنانش کند اين عشق
چو بينيش بگوييش زهي گربه
در
انبان
صفحه قبل
1
...
4924
4925
4926
4927
4928
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن