167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • ما در جهان موافقت کس نمي کنيم
    ما خانه زير گنبد اطلس نمي کنيم
  • جز صدر قصر عشق در آن ساحت خلود
    چون نوح و چون خليل مؤسس نمي کنيم
  • از درد چاره نيست چو اندر غريبييم
    وز گرد چاره نيست چو در خاکدان رويم
  • راهي پر از بلاست ولي عشق پيشواست
    تعليممان دهد که در او بر چه سان رويم
  • همچون کمان کژيم که زه در گلوي ماست
    چون راست آمديم چو تير از کمان رويم
  • در خانه مانده ايم چو موشان ز گربگان
    گر شيرزاده ايم بدان ارسلان رويم
  • در غلط افکنده ست نام و نشان خلق را
    عمر شکربسته را مرگ نهادند نام
  • لوليکان توييم در بگشا اي صنم
    لوليکان را دمي بار ده اي محتشم
  • خوف مهل در ميان بانگ بزن کالامان
    عشرت با خوف جان راست نيايد به هم
  • در دل آتش روم تازه و خندان شوم
    همچو زر سرخ از آنک جمله زر کانيم
  • در دل آتش اگر غير تو را بنگرم
    دار مرا سنگسار ز آنچ من ارزانيم
  • گفت که اين حيرت از منظر شمس حق است
    مفخر تبريزيان آنک در او فانيم
  • جز نمکت نشکند شورش تبريز را
    فخر زمين در غمت شور زمان آمديم
  • نيم ز کار تو فارغ هميشه در کارم
    که لحظه لحظه تو را من عزيزتر دارم
  • نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
    در اين سراب فنا چشمه حيات منم
  • نگفتمت که صفت هاي زشت در تو نهند
    که گم کني که سرچشمه صفات منم
  • بيار باده که دير است در خمار توام
    اگر چه دلق کشانم نه يار غار توام
  • بيار جام اناالحق شراب منصوري
    در اين زمان که چو منصور زير دار توام
  • شمرد مرغ دلم حلقه هاي دام تو را
    از آن خويش شمارم که در شمار توام
  • ميان خون دل پرخون بگفت خاک تو را
    اگر چه غرقه خونم نه در تغار توام
  • به غم فرونروم باز سوي يار روم
    در آن بهشت و گلستان و سبزه زار روم
  • ز داد عشق بود کار و بار سلطانان
    به عشق درنروم در کدام کار روم
  • اگر کليم حليمم بدان درخت شوم
    وگر خليل جليلم در آن شرار روم
  • جوار مفخر آفاق شمس تبريزي
    بهشت عدن بود هم در آن جوار روم
  • نه از حلاوت حلواي بي حد لب توست
    که چون کليچه فتاده کنون در افواهم