167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • کي بي مزه مانيم چو در مزه درآييم
    دروازه شرقي سويداي دمشقيم
  • افتادم افتادم در آبي افتادم
    گر آبي خوردم من دلشادم دلشادم
  • در عشق دلداري مانند گلزاري
    جان ديدم جان ديدم دل دادم دل دادم
  • مي خوردم مي خوردم در شهرت مي گردم
    سرتيزم سرتيزم پربادم پربادم
  • اگر تو نيستي در عاشقي خام
    بيا مگريز از ياران بدنام
  • تو آن مرغي که ميل دانه داري
    نباشد در جهان يک دانه بي دام
  • برادر کوي قلاشان کدام است
    اگر در بسته باشد رفتم از بام
  • مرا گفتي ببر از جمله ياران
    بکندم از همه دل در تو بستم
  • ببر جان مرا تا در پناهت
    دو دستک مي زنم کز جان بسستم
  • چه عالم هاست در هر تار مويت
    بيفشان زلف کز عالم گسستم
  • در آن مستي ترنجي مي بريدم
    ترنج اينک درست و دست خستم
  • تويي معبود در کعبه و کنشتم
    تويي مقصود از بالا و پستم
  • ترش ديدم جهاني را من از ترس
    در آن دوشاب چون آچار گشتم
  • فسانه عاشقان خواندم شب و روز
    کنون در عشق تو افسانه گشتم
  • به بيدادان بدادم داد پنهان
    ولي در حق خود بيداد کردم
  • يکي مطرب همي خواهم در اين دم
    که نشناسد ز مستي زير از بم
  • در اين بودم که اين چون است و آن چون
    چنين حيران آن بي چون نبودم
  • به غير عشق آواز دهل بود
    هر آوازي که در عالم شنيدم
  • تو مي گفتي مکن در من نگاهي
    که من خون ها کنم تاوان ندارم
  • بيا اي آنک بردي تو قرارم
    درآ چون تنگ شکر در کنارم
  • گهي در گيرم و گه بام گيرم
    چو بينم روي تو آرام گيرم
  • زبون خاص و عامم در فراقت
    بيا تا ترک خاص و عام گيرم
  • نگيرم عيش و عشرت تا نيايد
    وگر گيرم در آن هنگام گيرم
  • اگر در خرقه زاهد درآيد
    شوم حاجي و راه شام گيرم
  • قرارم کي بود خود در تک گور
    چو بر دمگاه نفخ صور باشم