167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • سرو بلندم که من سبز و خوشم در خزان
    ني چو حشيشم بود گرد بهارم طواف
  • منم کمانچه نداف شمس تبريزي
    فتاده آتش او در دکان اين نداف
  • گر خمار آرد صداعي بر سر سوداي عشق
    دررسد در حين مدد از ساقي صهباي عشق
  • اي صفا و اي وفا در جور عشق
    اي خوشا و اي خوشا اقبال عشق
  • من دهان بستم که بگشادست پر
    در دل خلق خدا اقبال عشق
  • بد دعا زنبيل و اين دولت خليل
    مي نگنجد در دعا اقبال عشق
  • سينه گشادست فقر جانب دل هاي پاک
    در شکم طور بين سينه سيناي عشق
  • بنگر در شمس دين خسرو تبريزيان
    شادي جان هاي پاک ديده دل هاي عشق
  • بيار باده لعلي که در معادن روح
    درافکند شررش صد هزار جوش و حريق
  • چو زانوي شتر تو گشاده شد ز عقال
    اگر چه خفته بود طايرست در تحقيق
  • کمال عشق در آميزش ست پيش آييد
    به اختلاط مخلد چو روغن و چو سويق
  • جان و سر تو که بگو بي نفاق
    در کرم و حسن چرايي تو طاق
  • روم چو در مهر تو آهي کنند
    دود رسد جانب شام و عراق
  • رقص کنان در خضر لطف تو
    نوش کنان ساغر صدق و وفاق
  • سحرگه ناله مرغان رسولي از خموشانست
    جهان خامش نالان نشانش در دهان اينک
  • با يار عرب گفتم در چشم ترم بنگر
    مي گفت به زير لب لا تخدعني والک
  • من ترکم و سرمستم ترکانه سلح بستم
    در ده شدم و گفتم سالار سلام عليک
  • گفتم من ديوانه پيوسته خليلانه
    بر مالک خود گويم در نار سلام عليک
  • شاهان چو سلام تو با طبل و علم گويند
    در زير زبان گويد بيمار سلام عليک
  • بجز بانگ دفت نبود نصيبي
    چو هستي چون خصي در روز گردک
  • تو ديده بسته اي در زهد مي باش
    به تسبيح و به ذکر چند وردک
  • اندرآ با ما نشان ده راستک
    ماجرا را در ميان نه راستک
  • در دروغ و مکر ذوقي هست ليک
    آن نمي ارزد همان به راستک
  • ايا هواي تو در جان ها سلام عليک
    غلام مي خري ارزان بها سلام عليک
  • چنانک کرد خداوند در شب معراج
    به نور مطلق بر مصطفي سلام عليک