نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
شمس و شموسي که سرآخر شدست
چون خر لنگست
در
آن مستدار
باد چو راکع شد و خود را شناخت
نيست
در
آخر چو خسان بي مدار
چشم
در
آن باد نهادست خس
کو کشدش جانب هر دشت و غار
ور همه
در
زهر دهي غوطه ام
زهر مرا غوطه ده اندر شکر
سرمه نو بايد
در
چشم دل
ور نه چه داند ره سرمه بصر
شاه
در
اين بود که لشکر رسيد
همچو ستاره همه گرد قمر
گفت براي دل من هر يکي
در
حق اين قوم ببخشيد زر
گفت کريمي سوي بر ما گذشت
کرد
در
اين خانه به رحمت نظر
در
بگشا کآمد خامي دگر
پيشکشي کن دو سه جامي دگر
بسته بدي تو
در
و بام سرا
آمدت آن حکم ز بامي دگر
بي سخني ره رو راه تو را
در
غم و شاديست پيامي دگر
نه آن مطرب که
در
مجلس نشيند
گهي نوشد گهي کوشد به مزمار
ز باد و بوي توست امروز
در
باغ
درختان جمله رقاص و سرانداز
تو
در
معني گشا اين چشم سر را
چو گوشش حرف برچيدن مياموز
به جان با آسمان عشق رفتم
به صورت گر
در
اين پستم من امروز
بشوي اي عقل دست خويش از من
که
در
مجنون بپيوستم من امروز
بيامد بر درم اقبال نازان
ز مستي
در
بر او بستم من امروز
مبند آن زلف شمس الدين تبريز
که چون ماهي
در
اين شستم من امروز
به هر ره راهبر هشيار بايد
در
اين ره نيست جز مجنون قلاوز
بده صحت به بيماران عالم
که
در
صحت نه معلومي نه مهموز
در
اين سرما سر ما داري امروز
دل عيش و تماشا داري امروز
در
اين خمخانه ما را ميهمان کن
بدان همسايه کان جا داري امروز
نقاب از روي سرخ او فروکش
که
در
پرده حميرا داري امروز
خمش باش و مدم
در
ناي منطق
که مصر و نيشکرها داري امروز
در
اين سرما سر ما داري امروز
سر عيش و تماشا داري امروز
صفحه قبل
1
...
4896
4897
4898
4899
4900
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن