167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • نقش خوبت در ميان جان ما
    آتش و شور افکند وانگه چه شور
  • آتشي کردي و گويي صبر کن
    من ندانم صبر کردن در تنور
  • چون مرا در عشق استا کرده اي
    خود مرا شاگرد گير استا مگير
  • در چمن آييد و بربنديد ديد
    تا نيفتد بر جماعت هر نظر
  • باد کم پران مزن لاف خوشي
    باد آرد خاک و خس را در بصر
  • کافر عشق بيا باده ببين
    نيست شو در مي و اقرار بيار
  • هر لفظ او جهاني روشن چو آسماني
    بگشاده در بياني مقرر مقرر
  • چشمي که غير رويت بيند ز بهر زينت
    باشد در اين جريمت زاني و چيز ديگر
  • لعليست بي نهايت در روشني به غايت
    آن لعل بي بها را کاني و چيز ديگر
  • آن چشم احول آمد در گام اول آمد
    کو گفت اولي را ثاني و چيز ديگر
  • هر کو بقا نيابد از شمس حق تبريز
    او هست در حقايق فاني و چيز ديگر
  • اي آينه فقيري جاني و چيز ديگر
    وي آنک در ضميري آني و چيز ديگر
  • امسال حلقه ايست ز سوداي عاشقان
    گر نيست بازگشت در اين عشق عمر پار
  • از نغمه هاي طوطي شکرستان توست
    در رقص شاخ بيد و دو دستک زنان چنار
  • جانيست خوش برون شده از صد هزار پوست
    در چاربالش ابد او راست کار و بار
  • جان هاي صادقان همه در وي زنند چنگ
    تا بانوا شوند از آن جان نامدار
  • تنها نه آدمي حيوان نيز همچنين
    ور ني نديدي تو در آفاق جانور
  • خورشيد تافتست ز روي تو چاشتگاه
    در عشق قرص روي تو رفتيم بام بر
  • اي چشم و اي چراغ روان شو به سوي باغ
    مگذار شاهدان چمن را در انتظار
  • گل از پي قدوم تو در گلشن آمدست
    خار از پي لقاي تو گشتست خوش عذار
  • گويند سر بريم فلان را جو گندنا
    آن را ببين معاينه در صنع کردگار
  • اندر عدم نمايد هر لحظه صورتي
    تا اين خياليان بشتابند در مسير
  • چون سر کس نيستت فتنه مکن دل مبر
    چونک ببردي دلي باز مرانش ز در
  • دشمن تو در هنر شد به مثل دم خر
    چند بپيماييش نيست فزون کم شمر
  • هر که بجز عاشقست در ترشي لايقست
    لايق حلوا شکر لايق سرکا کبر