نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
چون طره بيفشاني مشک افتد
در
پايت
چون جعد براندازي خطيت دهد عنبر
در
عين فنا گفتم اي شاه همه شاهان
بگداخت همي نقشي بفسرده بدين آذر
آخر بنگر
در
من گفتا که نمي ترسي
از آتش رخسارم وانگه تو نه سامندر
آن جوهر بي چوني کز حسن خيال تو
در
چشم نشستستم اي طرفه سيمين بر
مرا عشق بپرسيد که اي خواجه چه خواهي
چه خواهد سر مخمور به غير
در
خمار
هين جامه بکن زود
در
اين حوض فرورو
تا بازرهي از سر و از غصه دستار
گرفتارست دل
در
قبضه حق
گرفته صعوه را بازي به منقار
مرا بيدار
در
شب هاي تاريک
رها کردي و خفتي ياد مي دار
به زنهارت درآمد جان چاکر
مرا
در
هجر بي زنهار مگذار
مرا گفتي که ما را يار غاري
چنين تنها مرا
در
غار مگذار
بهار از من بگردد چون ندانم
چو
در
دل جاي گلشن پر شود خار
به چشم جان چه دريا و چه صحرا
در
آن عالم چه اقرار و چه انکار
به چوگان وفا يک گوي زرين
در
اين ميدان بغلطانيد آخر
چو
در
جويت روان شد آب حيوان
به خم و کوزه گر اشکست منگر
به از تو ناطقي اندر کمين هست
در
آن کاين لحظه خاموشست منگر
خلاصم ده خلاصم ده خلاصي
که سخت افتاده ام
در
دام ديگر
اگر امروز
در
بر من ببندي
درافتم هر دمي از بام ديگر
مرا
در
دست انديشه بمسپار
که انديشه ست خون آشام ديگر
همي بينم رضايت
در
غم ماست
چگونه گردد اين بي دل ز غم سير
در
اين سرما به کوي او گريزيم
که مانندش نزايد کس ز مادر
در
اين برف آن لبان او ببوسيم
که دل را تازه دارد برف و شکر
خيال او چو ناگه
در
دل آيد
دل از جا مي رود الله اکبر
ز انکارت برويد پرده هايي
مکن
در
کار آن دلبر تو انکار
نمي بيني تغيرها و تحويل
در
افلاک و زمين و اندر آثار
به بازار بتان و عاشقان
در
ز نقش او بسوزد جمله بازار
صفحه قبل
1
...
4890
4891
4892
4893
4894
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن