نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
به مستيان درختان نگر به فصل بهار
شکوفه کرده که
در
شرب مي غلو دارد
چه ريشه برکني از غصه و پشيماني
چو ريش عقل تو
در
دست کالبد باشد
دريغ پرده هستي خداي برکندي
چنانک آن
در
خيبر علي حيدر کند
چو پشه سر شاهي برد که نمرودست
يقين شود که نهان
در
سلاحدار بود
اگر کهم هم از آواز تو صدا دارم
وگر کهم همه
در
آتش توم که دود
به پيش خلق نشسته هزار نقش شود
وليک
در
نظر تو نه کم شود نه فزود
که تا دهد به صحابه وليک آن بگداخت
شد آب
در
کفش ايرا نبود وقت نمود
ز عشق عاشق درويش خلق
در
عجبند
که آنچ رشک شهانست او چرا خواهد
نماز شام چو خورشيد
در
غروب آيد
ببندد اين ره حس راه غيب بگشايد
از اين خلاص ملوليد و قعر اين چه ني
هلا مبارک
در
قعر چاه مي پاييد
حطام خواند خدا اين حشيش دنيا را
در
اين حشيش چو حيوان چه ژاژ مي خاييد
شبست ليلي و روزست
در
پيش مجنون
که نور عقل سحر را به جعد خويش کشد
عمارتيست خراباتيان شهر مرا
که خانه هاش نهان
در
زمين چو ري باشد
دلم نماند و گدازيد چون شکر
در
آب
جمال ماه رخ دلربا چه سود کند
در
آن فلک که شعاعات آفتاب دلست
هزار سايه و ظل هما چه سود کند
خموش آينه منماي
در
ولايت زنگ
نما به قيصر رومش که تا مريد شود
کبوتر دل من
در
شکار باز پريد
خنک زماني کو از شکار بازآيد
هزار چشمه حيوان چه
در
شمار آيد
اگر از او لطف بي شمار بازآيد
در
آشنا عجمي وار منگريد چنين
فرشته ايد به معني اگر به تن بشريد
هزار حاجب و جاندار منتظر داريد
براي خدمتتان ليک
در
ره و سفريد
همه حيات
در
اينست کاذبحوا بقره
چو عاشقان حياتيد چون پس بقريد
چو شب خطيب تو ماهست بر چنين منبر
اگر نه فهم تباهست از چه
در
سمريد
در
اين جهان کهن جان نو چرا رويد
چو هر دمي مددي زان جهان نمي آيد
وراي عشق هزاران هزار ايوان هست
ز عزت و عظمت
در
گمان نمي آيد
دهان ببند و دهان آفرين کند شرحش
به صورتي که تو را
در
زبان نمي آيد
صفحه قبل
1
...
4886
4887
4888
4889
4890
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن