نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
جوهر الذات عطار
رسيدي
در
سوي منزل نديدي
مراد خويشتن حاصل نديدي
کناري يافتي اندر کناره
کني
در
بحر استسقا نظاره
بمنزل
در
رسيدستي کنون تو
حقيقت داري اينجا رهنمون تو
شود
در
پيش خورشيد جمالت
حقيقت باز شد سوي وصالت
چنان گفتست راز تو حقيقت
همه
در
سر مکشوف شريعت
چنان من دوست دارم ياورانت
چنانم زار اينجا
در
عيانت
چنان
در
جان عطاري بمانده
که همچون نافه اسراري بمانده
سپارد راه آنکو
در
طريقت
رساند ديد تو اندر حقيقت
گمان بردار چو سلطان عشقي
فتاده
در
پي برهان عشقي
حقيقت بيشکي ذاتست بنگر
در
او مرعين آيا تست بنگر
حقيقت راز بيچونست
در
ياب
يکي درياي پر خونست بشتاب
نه آدم را برون کردند کادم
نميگنجد آنجاگه
در
آندم
منم
در
آخر کارت فراقي
نمودم اندر اينجا اشتياقي
گهي مانند او گويد اناالحق
در
آخر منزلت اينست الحق
طبيعت آنچنانت بند کردست
که جانت مانده
در
ديدار فردست
در
ايندنيا که بر عين بلايست
دهان بگشاده همچون اژدهايست
در
اينجائي فنا اندر بلائي
باخر زهر کام اژدهائي
چنانت
در
کشد چون اژدهائي
که ديگر مي نيابد زورهائي
چنين است آخرت آنگه پديدي
چرا
در
سوي دنيا آرميدي
چو ناپيداست
در
پيدا نموده
ترا اينجايگه شيدا نموده
در
اينصورت تواني يافت دلدار
اگر دروي نباشد هيچ پندار
در
اينصورت تواني يافت رويش
اگر عاشق شوي بر گفتگويش
در
اينصورت ببين ديدار عطار
حجاب اينجا برافکنده بيکبار
در
اينصورت ببين اسرار جمله
حقيقت نقطه و پرگار جمله
در
اينصورت بببين گر مرد راهي
حقيقت سر ديدار الهي
وصالش عاشقان اينجا بديدند
در
او پنهان شدند و ناپديدند
وصال دوست
در
بودست بنگر
درون جان از اينمعني بمگذر
يقين بشناس
در
عين عياني
قبولش کن مر اينصاحب قراني
مهت تابان شود بهر ستاره
شوند آنجايگه
در
پي نظاره
بجز خورشيد
در
عالم نماند
وجود اندر دم آدم نماند
ترا خورشيد اينجا آشکارست
فتاده
در
حجاب هفت و چارست
چو خورشيدست
در
جانت هويدا
درون پرده پنهانست و پيدا
بنورش جمله آفاق روشن
فتاده عکس مه
در
هفت گلشن
گمان بردار تا يابي رهائي
رسي
در
عين خورشيد خدائي
اگر بشناسي ايشانرا
در
اينجا
وجود خود کني زيشان مصفا
حجابت شرع بردارد
در
آندم
بگويد با توکل راز دمادم
بقتوي ذات از پاکي بداني
بيابي
در
درون راز معاني
پليدي
در
طبيعت دوستداري
نداري مغز دل تو پوست داري
حقيقت دوزخست اين نفس فاني
درون دوزخي
در
زندگاني
وجودت
در
صفات نور گردانست
اگر يابي حقيقت جان جانانست
در
آخر فارغت و عين گفتار
دمادم مينمايد ديدن يار
همه ليلي شود مجنون نماند
درونم
در
يکي بيرون نماند
همه ذرات تو مجنون صفاتند
فتاده
در
پي ليلي ذاتند
اناالحق ميزند
در
صورت تو
خطابي ميکند مر صورت تو
ترا جانانست اينجا او يقيني
فتاده کافري
در
عين کيني
وصال کعبه ميجويند عشاق
توئي کعبه يقين
در
عين آفاق
مروج کرده مرکعبه دل
گشادستي
در
اينجا راز مشکل
چنانت عاشقان
در
نيست هستند
هنوزت عاشق عهد الستند
برسوائي تواني يافت رويش
اگر گشته شوي
در
خاک کويش
تو باشي آنزمان ديدار الله
حقيقت
در
عيان ديدار الله
صفحه قبل
1
...
486
487
488
489
490
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن