167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • من در آن خوف ببندم تمام
    چون که مرا حکم و شهي جاريست
  • کور شو امروز که موسي رسيد
    در کف او خنجر قهاريست
  • گفت چرا هشت جوابش بداد
    در عوض زشت بدان قحبه رشت
  • باده پرستان همه در عشرتند
    تنتن تنتن شنو اي تن پرست
  • هر گهري کان ز خزينه خداست
    در دو لب لعل تو آن هست هست
  • فاش شد آن راز که در نيم شب
    زير زبان گفته بدم پست پست
  • اي دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
    تا رو نمايد مرهمش کالصبر مفتاح الفرج
  • دارد خدا خوش عالمي منگر در اين عالم دمي
    جز حق نباشد محرمش کالصبر مفتاح الفرج
  • اي گشاده هزار در بر ما
    وي بداده به دست ما مفتاح
  • جان من با اختران آسمان
    رقص رقصان گشته در پهناي چرخ
  • در فراق آفتاب جان ببين
    از شفق پرخون شده سيماي چرخ
  • سر فروکن يک دمي از بام چرخ
    تا زنم من چرخ ها در پاي چرخ
  • ماه خود بر آسمان ديگرست
    عکس آن ماهست در درياي چرخ
  • جمله گناه مجرمان چون برگ دي ريزان کند
    در گوش بدگويان خود عذر گنه تلقين کند
  • در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر
    وز دلبران خوش باشتر مستان سلامت مي کنند
  • اين دو بسي بشتافته پيش تو ره نايافته
    در نور تو دربافته بيرون ايوان مي رود
  • مستي باده اين جهان چون شب بخسپي بگذرد
    مستي سغراق احد با تو درآيد در لحد
  • در فقر درويشي کند بر اختران پيشي کند
    خاک درش خاقان بود حلقه درش سنجر زند
  • صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارويي بود
    در پاکبازان اي پسر فيض و خداخويي بود
  • روزيست اندر شب نهان ترکي ميان هندوان
    هين ترک تازيي بکن کان ترک در خرگاه شد
  • بشکست بازار زمين بازار انجم را ببين
    کز انجم و در ثمين آفاق خرمنگاه شد
  • گاه مرا آب کند از پي پاکي طلبان
    گاه مرا خار کند در ره بداختر خود
  • حارس آن گوهر جان بودم روزان و شبان
    در تک درياي گهر فارغم از گوهر خود
  • چاک شدست آسمان غلغله ايست در جهان
    عنبر و مشک مي دمد سنجق يار مي رسد
  • چون در ماجرا زنم خانه شرع وا شود
    شاهد من رخش بود نرگس او گوا بود