167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • سجده کنم پيش يار گويد دل هوش دار
    دادن جان در سجود جان همه سجده هاست
  • سر بريده نگر در ميان خون غلطان
    دمي قرار ندارد مگر سر يحياست
  • جفات نيز شکروار چاشني دارد
    زهي جفا که در او صد هزار گنج وفاست
  • هزار در ز صفا اندرون دل بازست
    شتاب کن که ز تأخيرها بس آفاتست
  • در آن هوا که خداوند شمس تبريزيست
    نه لاف چرخه چرخ ست و ني سماواتست
  • هزار بار ببستت به درد و ناله زدي
    چه منکري که خدا در خلاص مضطر نيست
  • هزار صورت جان در هوا همي پرد
    مثال جعفر طيار اگر چه جعفر نيست
  • نه هيزمست که آتش شدست در سوزش
    بدانک هيزم نورست اگر چه انور نيست
  • مبارکست هواي تو بر همه مرغان
    چه نامبارک مرغي که در هواي تو نيست
  • دو شاديست عروسان باغ را امروز
    وفات در بگشاد و خريف يافت وفات
  • به چشمه اي که در او آب زندگاني بود
    سبو ببردم و ديدم که چشمه پرخونست
  • ميان ابروي او خشم هاي ديرينه ست
    گره در ابروي ليلي هلاک مجنونست
  • بيا بيا که هم اکنون به لطف کن فيکون
    بهشت در بگشايد که غير ممنونست
  • بدان حلاوت بي مر و تنگ هاي شکر
    که تعبيه ست در آن لعل شکرافشانت
  • به حق غنچه و گل هاي لعل روحاني
    که دام بلبل عقل ست در گلستانت
  • چنين ثبات و بقا باد را کجا باشد
    در اين ثبات که قاف کمتر آحادست
  • کهي بود که بجز باد در جهان نشناخت
    کهي کهي نکند ز آنک که نه فرهادست
  • تو مردي و نظرت در جهان جان نگريست
    چو باز زنده شدي زين سپس بداني زيست
  • چه رعنا رقيبي چه شيرين طبيبي
    که در سر شرابي پزيدي که نوشت
  • تو در جنگ آيي روم من به صلح
    خداي جهان را جهان تنگ نيست
  • هر که در عشق روت غوطي خورد
    ريش خندي زند به هست و فوات
  • چون شدي مست او کجا داني
    تو رکوع و سجود در صلوات
  • در صوفي دل ست و کويش جان
    باده صوفيان ز خم خداست
  • اين چنين باده و چنين مستي
    در همه مذهبي حلال و رواست
  • توبه بشکن که در چنين مجلس
    از خطا توبه صد هزار خطاست