نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان شمس
خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
نيم ناني دررسد تا نيم جاني
در
تنست
دي تماشا رفته بودم جانب صحراي دل
آن نگنجد
در
نظر چه جاي پيدا کردنست
تا نگويي
در
زمستان باغ را مستي نماند
مدتي پنهان شدست از ديده مکار مست
گر خرابات ازل از تاب رويش پر نگشت
پس هزاران صومعه
در
محو جان آباد چيست
گر نه آتش رنگ گشتي جان ها
در
لامکان
صد هزاران مشعله همچون شب ميلاد چيست
در
ره معشوق ما ترسندگان را کار نيست
جمله شاهانند آن جا بندگان را بار نيست
در
تک دوزخ نشستم ترک کردم بخت را
زانک ما را اشتهاي جنت و ابرار نيست
آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدست
در
شعاعش همچو ذره جان من رقصان شدست
تن چو سايه بر زمين و جان پاک عاشقان
در
بهشت عشق تجري تحتها الانهار مست
از تقاضاهاي مستان وز جواب لن تران
در
شفاعت مو به موي احمد مختار مست
گر چه حلواها خوري شيرين نگردد جان تو
ذوق آن برقي بود تا
در
دهان آکلست
آنک باشد بر زبان ها لا احب الافلين
باقيات الصالحات است آنک
در
دل حاصلست
هر که را خواهي شناسي همنشينش را نگر
زانک مقبل
در
دو عالم همنشين مقبل ست
چو
در
اسرار درآيي کندت روح سقايي
به فلک غلغله افتد ز هياهوي و خروشت
چو
در
آن حلقه بگنجي زبر معدن و گنجي
هوس کسب بيفتد ز دل مکسبه کوشت
هله پاليز تو باقي سر خر عالم فاني
همه ديدار کريمست
در
اين عشق کرامت
گر نه اندر تتق ازرق زيباروييست
در
کف روح چنين مشعله تابان چيست
شمس تبريز اگر نيست مقيم اندر چشم
چشمه شهد از او
در
بن هر دندان چيست
جمله را آب درانداز و
در
آن آتش شو
کآتش چهره او چشمه گه حيوانست
مغز پالوده و بر هيچ نه
در
خواب شدي
گوييا لقمه هر روزه تو مغز خرست
دوش آمد بر من آنک شب افروز منست
آمدن باري اگر
در
دو جهان آمدنست
پرده روشن دل بست و خيالات نمود
و آنک
در
پرده چنين پرده دل بست کجاست
اي بسا سنگ دلا که حجرش لعل شدست
اي بسا غوره
در
اين معصره دوشاب شدست
بنگر جان و جهان ور نتواني ديدن
اين جهان
در
هوسش درهم و شوريده خوش است
ديدن روي دلارام عيان سلطاني است
هم خيال صنم نادره
در
ديده خوش است
صفحه قبل
1
...
4862
4863
4864
4865
4866
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن