167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • در اين خانه کژي اي دل گهي راست
    برون رو هي که خانه خانه ماست
  • نجس در جوي ما آب زلالست
    مگس بر دوغ ما بازست و عنقاست
  • دهل برگير و در بازار مي رو
    ندا مي کن که يوسف خوب سيماست
  • غم و شادي ما در پيش تختت
    غلامست و غلامست و غلامست
  • تو را در بيني اين هر دو اشتر
    زمامست و زمامست و زمامست
  • بلادري ست در عالم نهاني
    که بر ما گنج و بر بيگانه مارست
  • به ظاهر بندگان را مي نوازد
    عجب با بنده در اسرار چونست
  • اگر دوباره کردي آن کرم را
    يقين گشتي که در تکرار چونست
  • تو را اي دوست چون من يار غارم
    سري در غار کن کاين غار چونست
  • در اين جو دل چو دولاب خرابست
    که هر سويي که گردد پيشش آبست
  • اگر سايه کند گردن درازي
    رخ خورشيد آن دم در نقابست
  • زهي خورشيد کاين خورشيد پيشش
    چو سيماب از خطر در اضطرابست
  • چو سيماب ست مه بر کف مفلوج
    بجز يک شب دگر در انسکابست
  • ايا ساقي توي قاضي حاجات
    شرابي ده که آرد در مراعات
  • در اين کو کدخدا شاهي است باقي
    فرو روبيده اين کو را ز آفات
  • در آن زلفين از آن مي پيچد اين جان
    که دل زنجير زلفش را اسيرست
  • چون در سر زلف يار پيچيم
    اندر شب قدر قدر ما راست
  • از باد چو بوي او بپرسيم
    در باد صداي چنگ و سرناست
  • آن نکته که عشق او در آن جاست
    پرمغزتر از هزار جوزاست
  • جز در رخ جان مخند اي دل
    بي او همه خنده گريه افزاست
  • در عشق حسد برند شاهان
    زان روي که عشق شمع دل هاست
  • صد گونه زبان زمين برآورد
    در پاسخ آن چه آسمان گفت
  • در گوشم گفت عشق بس کن
    خاموش کنم چو او چنان گفت
  • در آتش عشق چون خليلي
    خوش باش که مي دهد نجاتت
  • در شهر شما يکي نگاريست
    کز وي دل و عقل بي قراريست